ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
114
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مضطرب شده به آذربايجان بازگشتند . زنگى نيز در جانب غربى بود . الراشد باللّه به دو پيوست و با او به سوى موصل رفت . سلطان مسعود در نيمهء ماه ذو القعده به بغداد در آمد و مردم آرامش يافتند . قاضيان و فقها را گرد آورد و سوگند و تعهد الراشد باللّه را به خط او به ايشان نشان داد . مضمون آنكه : « هر گاه لشكرى جمع كردم يا خروج كردم يا با يكى از ياران سلطان با شمشير روبرو شدم خودم را از خلافت خلع كردهام » . فقها و قاضيان به خلع او فتوا دادند - ارباب دولت چه آنها كه در بغداد بودند يا با المسترشد باللّه اسير شده و در نزد سلطان مانده بودند همه زبان به مذمت الراشد باللّه گشودند و گفتند كه او را اهل بيت خلافت نيست . ما در اخبار او ، در زمرهء خلفا ، از آن ياد كرديم . چون الراشد باللّه را از خلافت خلع كردند با محمد بن المستظهر بيعت كردند و او را المقتفى لامر اللّه لقب دادند . ما اين اخبار را به تفصيل بيان كردهايم . آنگاه سلطان به سردارى قراسنقر لشكرى به طلب داود فرستاد . قراسنقر او را در آن نزديكى بيافت و پس از نبردى منهزمش نمود و آذربايجان را بگرفت و داود به خوزستان شد . جماعتى از سپاهيان تركمان و غير ايشان گردش را گرفتند و او تستر ( شوشتر ) را محاصره نمود . عم داود ، سلجوق شاه پسر سلطان محمد در واسط بود . به فرمان برادرش سلطان مسعود لشكر به جنگ او آورد . در نزديكى تستر او را شكست داد . سلطان مسعود وزير خود شرف الدين انوشيروان بن خالد را عزل كرد و كمال الدين ابو البركات بن سلمه از مردم خراسان را وزارت داد . آنگاه خبر يافت كه الراشد باللّه از اتابك عماد الدين زنگى جدا شده است . پس لشكريانى را كه در بغداد به خدمت او بودند اجازت داد كه به بلاد خود باز گردند . از آن جمله صدقة بن دبيس نيز پس از آنكه سلطان دختر خود را به او داد به حله بازگشت امرايى كه در خدمت داود بودند چون امير بقش سلاحى و برسق بن برسق ، صاحب تستر و سنقر خمارتكين شحنهء همدان نزد او آمدند ، سلطان مسعود بر آنان ببخشود و از ايشان خشنود گرديد و آنان را امان داد و در سال 531 به همدان بازگشت . فتنه ميان سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه و ملك داود بن محمود بن محمد امير بوزابه صاحب خوزستان و امير عبد الرحمان طغايرك [ 1 ] صاحب خلخال و ملك داود پسر سلطان محمود كه از سلطان مسعود بيمناك بودند . نزد امير منكبرس فرمانرواى فارس گرد آمده بودند . اينان خبر يافتند كه الراشد باللّه از موصل به مراغه آمده است . نزد او رسول فرستادند كه گرد او بگيرند و بار ديگر به خلافتش باز گردانند . او نيز اجابت كرد . اين خبر
--> [ ( 1 ) ] متن : طغرلبك