ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

91

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

مىديدند زبان به شكايت گشودند . چون به بلخ رسيد او را بگرفت و بكشت و اموالش را بستد و آن اموال آن قدر بود كه به حساب نمىآمد . گويند نقدينهء او دو هزار هزار دينار بود . سنجر بعد از او شهاب الاسلام عبد الرزاق پسر برادر نظام الملك را وزارت داد . شهاب الاسلام به ابن فقيه [ 1 ] مشهور بود . چون سلطان محمد بن ملكشاه بمرد سنجر قيام كرد تا ميراث برادر را به خود اختصاص دهد . در اين حال كه پيش آمده بود ، سنجر به قتل وزير تأسف مىخورد زيرا در چنين مواردى رأى صائب او بر سپاه و اموال برترى داشت . سلطان محمود بن محمد نزد عم خود هدايايى فرستاد و اكرام تمام كرد و بر عهده گرفت كه هر سال دويست هزار دينار به او خواهد پرداخت و شرف الدين انوشيروان بن خالد و فخر الدين طغايرك [ 2 ] را نزد او فرستاد . سنجر گفت : برادرزادهء من صغير است و وزيرش و حاجبش على بن عمر بر او تحكم مىكنند و جز رفتن هيچ چاره‌اى نمىبينم . آنگاه پيشاپيش ، امير انر [ 3 ] را روان نمود . سلطان محمود نيز بسيج لشكر كرد و بر مقدمه ، حاجب خود على بن عمر را فرستاد . على بن عمر پيش از اين حاجب پدرش بود . چون مقدمهء دو لشكر به يك ديگر رسيدند ، حاجب على بن عمر نزد امير انر كه در جرجان بود كس فرستاد و عتاب كرد و وعده‌هاى سخت داد . امير انر از جرجان باز پس نشست و برخى از لشكريان حاجب على بن عمر به جرجان در آمدند و چند تن از لشكريان سنجر را اسير كردند و بر لشكرگاه او دستبرد زدند . حاجب نزد محمود به رى بازگشت . سلطان از كارهايى كه كرده بود سپاسگزارى كرد . و چندى در رى ماندند . سپس عازم جرجان [ 4 ] شدند . از عراق منكبرس و منصور بن صدقه برادر دبيس و امراء [ بكجيه ] به يارى محمود آمدند و او به همدان روانه شد . وزيرش ربيب از دنيا برفت و او ابو طالب سميرمى را به وزارت برگزيد . سلطان سنجر با بيست هزار سپاهى و هجده فيل به رى رسيد . از امراء بزرگ پسر امير ابو الفضل صاحب سيستان و خوارزمشاه محمد و امير انر و امير قماج و گرشاسف پسر فرامرز [ 5 ] پسر كاكويه صاحب يزد كه شوهر خواهرش بود همراه او بودند . گرشاسف صاحب يزد از خواص سلطان محمد بن ملكشاه بود . سنجر ، پس از مرگ سلطان محمد او را نزد خود فرا خواند ولى او در آمدن تأخير كرد . سنجر نيز اقطاعات او را به قراجا ساقى [ 6 ] تفويض كرد و اين امر سبب شد كه او نيز در زمرهء امرا نزد سنجر آيد . در دوم ماه جمادى الاولاى سال 513 ، دو لشكر در نزديكى ساوه روياروى شدند ، سپاه سلطان محمود از مسافت ميان خراسان و ساوه آگاه بود .

--> [ ( 1 ) ] متن : فقير . [ ( 2 ) ] متن : طغرل . [ ( 3 ) ] متن : انز . [ ( 4 ) ] متن : كرمان . [ ( 5 ) ] متن : ضرام . [ ( 6 ) ] متن : سامر .