ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
79
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
چاولى ژوسلين را نيز آزاد كرد برادر زنش را به جاى او به گروگان گرفت و ژوسلين را فرستاد كه برود و مواد قرار داد را به اجرا رساند . چون به انطاكيه رسيد تانكرد [ 1 ] صاحب انطاكيه سى هزار دينار و اسبى و سلاحى و ديگر ما يحتاج به او داد . رها و سروج در دست كنت بالدوين بود . چون به اسارت افتاد جكرمش رها را از ياران او گرفته بود . اينك به طلب آنها رفته بود ولى اجابتش نكردند . پس خشمناك از رها بيرون آمد و به تل باشر رفت . ژوسلين نيز از بند چاولى رها شده بود بيامد . تانكرد كوشيد تا پيش از آنكه آن دو دست به كارى زنند آنها را محاصره كند و چنين كرد . كنت بالدوين و ژوسلين به غارت برخى از قلاع انطاكيه پرداختند . بالدوين از كوغ واسيل [ 2 ] ارمنى صاحب رعبان [ 3 ] و كيسوم و قلاع شمالى حلب يارى خواست او هزار سوار به ياريش فرستاد . تانكرد لشكر بر سر ايشان برد . بطرك به ميانجى آمد و جماعتى از مطرانها و كشيشان نيز پاى در ميان نهادند تا آن فتنه فرونشانند . اينان شهادت دادند كه بوهموند دائى تانكرد به هنگامى كه به كشتى نشسته كه به ديار خود رود گفته است كه چون بالدوين از اسارت آزاد گردد رها از آن او خواهد بود . بطرك نيز حكم به اعادهء آن داد . و در نهم ماه صفر همان سال رها را به او باز گردانيد . بالدوين از فرات عبور كرد تا مالى را كه بر عهده گرفته بود و اسيران را چنان كه شرط كرده بود به چاولى تسليم نمايد . چون چاولى بالدوين را آزاد كرد به رحبه رفت . ابو النجم بدران و ابو كامل منصور ، پسران سيف الدوله صدقه كه پس از قتل پدرشان نزد سالم بن مالك بودند ، از او يارى طلبيدند . چاولى آنان را وعدهء يارى داد و گفت همراه ايشان به حله خواهد رفت و بر آن نهادند كه بكتاش پسر تكش [ 4 ] بن الب ارسلان را بر خود امير كنند . در اين هنگام اسپهبد صباوه [ 5 ] برسيد . سلطان رحبه را به اقطاع او داده بود . او با چاولى ديدار كرد و اشارت نمود كه به شام رود ، زيرا بلادش از سپاهيان خالى است و فرنگان بر بسيارى از آن چنگ انداختهاند . ديگر آنكه هر چه از عراق و سر راه سلطان دور تر باشد بهتر است . چاولى اين اشارت بپسنديد و از رحبه دور شد . در راه رسولان سالم بن مالك صاحب قلعهء جعبر [ 6 ] برسيدند . و از بنى نمير شكايت كردند . زيرا جوشن [ 7 ] النميرى با جماعتى از بنى نمير در رقه فرود آمده بودند و آنجا را تصرف كرده بودند . اين خبر به ملك رضوان رسيد . از حلب لشكر به رقه برد . بنى نمير با پرداخت مالى او را به حلب باز گردانيده بودند و در رقه مانده بودند اكنون سالم بن مالك بدين منظور به دادخواهى آمده بود . چاولى برفت و بنى نمير را به مدت هفتاد روز در رقه محاصره نمود . آنان اموال و اسبانى تقديم او كردند و از رقه برفتند .
--> [ ( 1 ) ] متن : شكرى . [ ( 2 ) ] متن : ابو سيل . [ ( 3 ) ] متن : رعيان . [ ( 4 ) ] متن : ابى الغازى تكين . [ ( 5 ) ] متن : صباوو . [ ( 6 ) ] متن : جعفر . [ ( 7 ) ] متن : حيوش البصرى .