پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
86
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
شعرى در همين سبك نگاشته شده است كه براى نمونه مىتوان از « مقالات حميدى » ( سال 551 ه ق ) ، « چهار مقاله » عروضى ( سال 552 ه ق ) و « حدائق السّحر فى دقايق الشّعر » رشيد و طواط در اواسط سدهء ششم نام برد . « 1 » 2 - 2 . برگزيدههايى از ترجمهء فارسى الفتوح فصل ششم اين كتاب به قيام امام حسين ( ع ) اختصاص داده شده و حدود 106 صفحه است . ما نمونههايى از اين ترجمه را از همين بخش انتخاب كردهايم تا ضمن آشنايى با شيوهء نگارشى آن در جريان گزارشهاى ابن اعثم كوفى ( متوفّاى 314 ه ق ) از حوادث قيام كربلا نيز قرار گيريم . ابن اعثم جريان خواب امام حسين ( ع ) را پيش از عزيمت به مكّه چنين روايت مىكند : پس بسيار بگريست و سر بر خاك پاك پيغمبر نهاده در خواب شد . چون به خواب رفت ، جدّ خود محمّد مصطفى ( ص ) را ديد با گروهى از ملائكه مىآيد ، جمعى از دست راست و جمعى از دست چپ و فوجى از پيشِ رو و زمرهاى از پسِ پشت . او بدين صفت به نزديك حسين ( ع ) آمدى و او را گرفتى و به سينهء خويش نهادى و ميان هر دو چشم او بوسه دادى و گفتى : مىنگرم كه هم در اين نزديكى جماعتى كه دعوى اسلام مىكنند ، تو را در زمين كربلا بكشند و تو تشنه باشى و تو را آب ندهند . با اين همه امّيد مىدارند كه ايشان را روز قيامت شفاعت كنم ! خداى تعالى ايشان را شفاعت مدهاد و ايشان را در آن جهان هيچ حظّ و بهرهاى مباد ! دوست من ، حسين ( ع ) ! بدان كه پدر و مادر تو به نزديك مناند و در آرزوى لقاى تو مىباشند . تو را در بهشت درجاتى است كه تا شهادت نيابى بدان درجات نتوانى رسيد . . . . و باز حسين را در آغوش بگرفت و پيشانى او را بوسه زد . « 2 » ابن اعثم ، انگيزهء قيام حسينى و عزيمت امام از مدينه به مكّه را اين گونه گزارش مىكند : پس روى به حاضران كرد و فرمود : من حسينم ، نه از نظر و نه از جهت انديشهء ظلمى و فسادى از حق بگشتم و از مدينه بيرون مىشوم ، بلكه از جهت صلاح امّت محمّد ( ص ) بيرون مىشوم و
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ص 831 .