پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
87
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
مىخواهم كه شرايط امر معروف و نهى منكر به تقديم رسانم و در اين باب از مصطفى ( ص ) شنيدهام كه مىگفت : سرانجامِ حسين ( ع ) كشتن خواهد بود . « 1 » و هنگامى كه عبداللّه عباس امام را به بيعت با يزيد ترغيب مىكند ، مىشنود : چه مىگويى ؟ ! من آن مرد نيستم كه با يزيد بيعت كنم و او را متابعت نمايم . او مردى فاسق و خمّار است و مصطفى ( ص ) در حقّ او و پدر او گفته است آن چه گفته است . « 2 » و عبداللّه عبّاس پس از شنيدن پاسخ امام ، پرده از روى يك خبر غيبى برمىدارد كه از رسول خدا ( ص ) شنيده است : عبداللّه عبّاس گفت : راست مىگويى يا ابا عبداللّه ! من خود از مصطفى ( ص ) شنودهام كه مىگفت چه كار افتاده است مرا با تو اى يزيد ؟ ! لا بارَكَ فى يزيد ، كه او فرزند مرا و فرزند دختر مرا حسين بن على ( ع ) را بخواهد كشت . بِدان خدايى كه جان محمّد در قبضهء قدرت و ارادت اوست كه فرزند مرا در ميان هيچ قوم نكشند كه ايشان توانند كه او را يارى دهند كه نه خداى تعالى ميان دلهاى ايشان خلاف افكند ؛ يا ابا عبداللّه ! در دنيا هيچ كس را نمىشناسم كه او پسر دختر رسول خدا ( ص ) است الّا تو ، و يارى دادن تو را و مدد و معاونت كردن بدين امّت همچنان فريضه است كه نماز و زكات . « 3 » ابن اعثم كوفى ، جريان اسارت و شهادت مسلم بن عقيل - سفير امام در كوفه - را اين گونه گزارش مىكند كه حضرت مسلم در خانهء هانى بن عروهء مذحجى به صورت پنهانى از شيعيان امام بيعت مىگرفت تا تعداد آنان به بيست هزار نفر رسيد . عبيد اللّه والى كوفه كه توسّط جاسوسان خود از ورود مسلم بن عقيل ( ع ) به كوفه آگاه شده بود به يكى از دوستداران خود به نام مَعقَل مأموريّت داد تا در شهر ، خود را از شيعيان امير مؤمنان على ( ع ) معرّفى كند و با اين ترفند در صفوف ياران امام حسين ( ع ) راه يابد و از آنان بخواهد تا او را جهت بيعت و پيشكش هزار درم به نزد مسلم بن عقيل ( ع ) ببرند . معقَل در مسجد جامع كوفه با مسلم بن عَوسَجهء اسدى آشنا مىشود و خواستهء خود را با وى در ميان مىگذارد و مسلم بن عوسجه دو
--> ( 1 ) . همان ، ص 833 . ( 2 ) . همان ، ص 834 . ( 3 ) . همان .