پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

84

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

193 ه ق ) از منابع مهّم و تاريخى و روايى و از مآخذ مورد اعتماد اهل مطالعه و تحقيق بوده و هست . « 1 » قرائت ابن اعثم از فرهنگ عاشورا ، آميزه‌اى از قرائت تاريخ و دينى است و اثر ارزشمند او ، از معتبرترين كتب تاريخى در جهان اسلام است . از اين اثر ارزشمند و متقن ، به نام‌هاى مختلفى ياد شده است . فتوحات الشّام ، الفتوح و تاريخ فتوح كه به ترتيب مؤلّفان كشف الظّنون ، الذّريعه و تاريخ نگارستان از آن با اين عناوين ياد كرده‌اند . « 2 » مقايسهء روايت ابن اعثم با روايت‌هاى مداينى ، چنان كه طبرى نقل كرده است ، نشان مىدهد كه ابن اعثم نه تنها وسيله‌اى مفيد براى تعيين صحّت رواياتى است كه در طبرى آمده ، بلكه خود نيز بعضى تفاصيل مهم بر آنها مىافزايد كه فقط در كتاب الفتوح مىتوان به آنها دست يافت . « 3 » آنان كه تاريخ وفات ابن اعثم كوفى را به سال 212 ه ق نوشته‌اند ، اشتباه كرده‌اند . در اينكه « الفتوح » ابن اعثم كوفى توسّط يك يا دو نفر به فارسى برگردانيده شده است ، اختلاف نظر وجود دارد . برخى از محقّقان بر اين باورند كه محمّد بن احمد بن ابى بكر مستوفى هروى به هنگام ترجمهء رخدادهاى زمان خلافت ابوبكر ، درگذشته است و كار نيمه تمام او را شخص ديگرى با نام كاملًا مشابه با او ( محمّد بن احمد بن ابى بكر مابيژ نابادى ) به پايان رسانيده است و مستند اين گروه در اثبات ادّعاى خود ، وجود مقدّمه‌اى است كه در بعضى از نسخ خطّى اين اثر وجود دارد و در آن به نام دو مترجم اشاره رفته است . گروه ديگرى از پژوهشگران مقدّمهء مورد استناد آنان را فاقد اعتبار مىدانند ، چرا كه اين مقدّمه فقط در دو نسخه از الفتوح آمده و ما بقى نسخ خطّى فاقد آن‌اند ، و نيز بر نثر يكدست مترجم پاى مىفشارند كه نمىتواند كار دو مترجم باشد . اين گروه معتقدند كه مترجم اين اثر گرانسنگ تاريخى كسى جز محمّد بن احمد مستوفى هروى زاورى ( / زاوه‌اى ) معروف به امير الشّعراء و سيّد الكتّاب و رضى نيست كه از طرف امير خوارزم و خراسان مأمور به انجام اين مهم

--> ( 1 ) . الفتوح ، ترجمهء محمّد بن احمد مستوفى هروى ، به تصحيح غلامرضا طباطبائى مجد ، چاپ اوّل ، ص سيزده دربارهءمخالفان « ترجمه الفتوح » ر . ك : « ترجمه الفتوح » محمد حسين روحانى ، نشريهء راهنماى كتاب ، سال 19 ، شماره 4 - 6 ، ص 457 . ( 2 ) . كشف الظّنون ، ج 2 ، ص 1237 ؛ الذّريعه ، ج 3 ، ص 220 ؛ تاريخ نگارستان ، ص 4 . ( 3 ) . دانشنامهء اسلام و ايران ، ج 3 ، ص 424 .