پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
53
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
فرستادند ، سر و پاى برهنه و جامه دريده و سر حسين نيز ببريدن چون به پيش وى بردند فرمود كه اين على را نيز بكشند و سر حسين در طشت نهادند و پيش خود بنهاد . چوبى كه در دست داشت بر لب حسين مىماليد . اكابر كه پيش وى حاضر بودند منع كردند كه لبى كه پيغامبر ( ع ) بوسه داده باشد نشايد كه تو چوب زنى و اين پسر ، كوچك است چه از دست وى برمىآيد ؟ رها كرد و از نسل حسين ، او مانده . 17 . سلك السّلوك سلك السّلوك از تأليفات ضياء الدّين نخشبى ( متوفّى 751 ه ق ) ، از نويسندگان و شاعران معروف سدهء هشتم هجرى است كه اصل او از نخشب يا نسف - نزديك سمرقند - بوده است . او در جوانى به هندوستان رفت و در شهر بدايوان سكونت كرد . نوشتهاند كه مردى زهدپيشه و صوفى مشرب بوده ، و در آثار او نشانههايى از افكار صوفيانه ديده مىشود . شيوهء نگارشى اين اثر رسا و شيواست . در اين اثر ، مطلبى را دربارهء امام حسين ( ع ) نقل مىكند كه خواندنى است هر چند كه گفتار او بر پايهء « على ما نُقِل » استوار است : چنين گويند : وقتى حسين بن على ( ع ) در سجده بود و چنان از خويش غائب و با حق حاضر بود كه ديوار خانه سراسر افتاد ، او پيش از وقت سر از سجده برنياورد ، و آن شنيده باشى كه وقتى درويشى حاضر ، غايب در نماز بود . شخصى او را آواز مىداد . چون او از نماز فارغ شد ، آن شخص بر سبيل تعجّب آغاز كرد : چندين فرياد كه من مىكردم ، تو نمىشنيدى ؟ درويش گفت : اى خواجه ! اين عجبى نيست كه كسى در نماز فرياد يكى نشنود ، امّا عجب آن است كه كسى در نماز فرياد يكى بشنود ! « 1 » 18 . تجارب السّلف اين كتاب تأليف هندوشاه بن سنجر بن عبداللّه صاحبى نخجوانى است و آن را به سال 724 هجرى به انجام رسانده است و همان گونه كه خود در مقدّمهء كتاب مىنويسد در تأليف آن به
--> ( 1 ) . سلك السّلوك ، به تصحيح غلامعلى آريا ، چاپ اوّل ، ص 12 .