پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

52

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

از حسين بن على ( ع ) نقل است كى روزى شاعرى ( را ) عطايى جزيل داد . يكى از حاضران مجلس گفت : « سبحان اللّه اتُعطى رَجلًا يَعصى الرّحمن و يقول البهتان ! فقال : يا هذا ، خَيرُ ما بَذَلْتَ بِه مِنْ مالِكَ ما وَقَيْتَ بِه عِرضَكَ وَ انّ مِنِ ابتغاءِ الخَير ، اتّقاء الشَّر . » يعنى : بهترين بذلى كه از مال خويش كنى آن باشد كى عِرض خويش را بدان از بد گفتِ خلق در نگاه داشت آرى ، و از جمله خواست و طلب به افتاد خويش يكى آنست كى از شرور بپرهيزى و خود را در معرض آن نيارى . « 1 » 16 . خير المجالس خير المجالس در واقع مجموعهء گفتارهاى شيخ نصير الدّين محمود چشتى مشهور به « چراغ دهلى » در يكصد مجالس وعظ است كه توسّط حميد قلندر به سال 754 جمع‌آورى و تدوين شده است . اين كتاب اخلاقى ، عرفانى و دينى به خاطر آن كه در هند تأليف و چاپ شده است ، نزد ما ايرانيان چندان شناخته شده نيست . نثر آن روان و شيوا است و داراى تركيب سازىهاى خاص واژه‌هاى فارسى است . در اين اثر زير عنوان : « السّبط الاخر الحسين بن على - رضى اللَّه عنهما » مىخوانيم : چون معاويه وفات يافت ، اهل عراق بيعت‌نامه سوى حسين فرستادند . او قصد كوفه كرد . عبيد اللّه بن زياد - برادرزادهء معاويه - امير كوفه بود و لشكر پيش وى فرستاد تا او را دستگير كنند و در دشت كربلا به هم رسيدند و دو سه شبانروز محاربه و مقاتله رفت كه لشكر حسين آن چه بود به قتل آمدند . يك پسر كوچك داشت ، در گهواره مىگريست ، حسين آواز او بشنيد و دلش بر جوشيد و او را بخواست و در كنار گرفت . ناگاه يك حربه زدند و آن طفل هلاك شد و حسين بن على - رضى اللَّه عنه - گفت : انَّا لِلّه وِ انَّا الَيْهِ راجِعون ، و از كنار بر زمين نهاد . آن گاه تشنگى بر حسين - رضى اللَّه عنه - غلبه كرد و بر آب فرات رفت كه آب خورد ، چون آب در دهن كرد يك تير در دهن حسين زدند و خون‌آلود گشت . آب از دهن بريخت و باز آمد و از قوّت فرو ماند ، و در شب نهم محرّم بخسبيد ، چون چشم در خواب رفت ، پيغامبر - صلى اللَّه عليه و سلم - را به خواب ديد ، گفت : يا حسين ! غم مخور كه فردا تو نزد من خواهى بود . روز ديگر حسين بن على به قتل آوردند و اهل‌بيت حسين را همه برهنه پا و علىّ بن حسين را كه مانده بود پيش يزيد - عليه اللّعنه -

--> ( 1 ) . منتخب المعجم فى معايير اشعار العجم ، به كوشش ناصر الدين شاه حسينى ، ص 78 .