پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
170
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
اصحاب باوفاى او را از دم تيغ گذرانيدند و بر جنازهء آنان مركب دوانيدند و به ظاهر آب از آب تكان نخورد و فقط قيام گروه توّابين بود كه براى مدّت كوتاهى خواب آرام دنياپرستان به ظاهر مسلمان را آشفت ، و به دنبال آن با حاكميّت كارگزاران بى رحم و سفّاك سلسلهء اموى و عبّاسى بر جاى جاى قلمرو اسلامى ، تاوان اين خاموشى و بى تفاوتى و بى وفايى خود را با بهاى سنگينى پرداخت كردند : حسين در واپسين دقيقههاى زندگانى خود ، آنان را از چنين پايانى بيم داد : به خدا اگر مرا كشتيد ، به جان يكديگر مىافتيد و خون هم را مىريزيد امّا خدا به اين كيفر بر شما بسنده نخواهد كرد ، عذابى سخت براى شما آماده خواهد ساخت . سپس آنان را از ته دل نفرين كرد . نفرينى كه سزاوار آن بودند : خدايا ! باران رحمت خود را از اين مردم باز دار ! بركتهاى زمين را از آنان بگير ! هرگز حاكمان را از ايشان خوشنود مكن ! هرگز توفيق جماعت را نصيب ايشان مگردان ! ( رك : طبرى ، ج 7 ، ص 365 ) ، بيش از چهار سال نگذشت كه نفرين امام گريبان آن ناجوانمردان را گرفت . كشتار و خونريزى در عراق آغاز شد ، آشوب برخاست ، شعلههاى آتش انتقام زبانه كشيد . نخست كشندگان مظلومان را به كام خود فرو كشيد و پيش از آن كه كيفر آن جهان بينند به خوارى اين جهان مبتلا شدند « 1 » . . . شمر ، عبيداللّه زياد ، عمربن سعد ، حفص - پسر جوان او - ، خولى ، سنان و دهها تن از سران لشكر كوفه كيفرها ديدند . امّا تاريخ به همين جا بسنده نكرد ، اين آخرين انقلاب و آخرين انتقام نبود ، انقلابى از پس انقلاب ديگر پديد شد . مختار به دست مصعب بن زبير ، و مصعب به امر عبدالملك بن مروان به قتل رسيد و با هر يك از اين فرماندهان گروهى بلكه گروههايى كشته گرديدند . سرِ حسين بن على ( ع ) را نزد عبيداللّه آوردند ، سرِ عبيداللّه را نزد مختار ، سر مختار را نزد مصعب ، و سرِ مصعب را پيش روى عبدالملك نهاده شد ! همهء اين حوادث در كمتر از ده سال رخ داد ! . . . مدّت چهارده سال از شهادت حسين گذشت و مىتوان گفت كوفه در اين مدّت چهارده ماه و بلكه چهارده هفته روى آسايش نديد ! سرانجام ، آخرين وعدهء حسين عملى گرديد . وقت آن رسيد كه آخرين صحنه هم نمايش داده شود ، و آن در سال هفتاد و پنجم هجرت بود . « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 178 . ( 2 ) . همان ، ص 193 - 194 .