پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
162
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
شهيد مطهّرى از فرهنگ عاشورا و نيز محتواى والاى سخنرانىهاى آن بزرگوار سخن گفتيم و در اينجا نيازى به تكرار آن نيست . 1 - 16 . برگزيدههايى از مقتل مطهّر حضرت سيّدالشّهداء ( ع ) در شب عاشورا بر اين مطلب پاى فشردند كه من اصحابى باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم . باور اين مطلب شايد براى بعضى آسان نباشد . استاد شهيد مطهّرى در اين رابطه قضيّهاى را نقل مىكنند كه شنيدنى است : . . . يكى از علماى بزرگ شيعه گفته بود : من باور نداشتم كه اين جمله را اباعبداللّه فرموده باشد به اين دليل كه با خودم فكر مىكردم اصحاب امام حسين ( ع ) خيلى هنر نكردند ! دشمن خيلى شقاوت به خرج داد . امام حسين است ، ريحانهء پيغمبر است ، امام زمان است ، فرزند على است ، فرزند زهرا است ، هر مسلمان عادى هم اگر امام حسين ( ع ) را در آن وضع مىديد ، او را يارى مىكرد ، آنها كه يارى كردند خيلى قهرمانى به خرج ندادند ! آنها كه يارى نكردند خيلى مردم بدى بودند . اين عالم مىگويد : مثل اين كه خداى متعال مىخواست مرا از اين غفلت و جهالت و اشتباه بيرون بياورد ، شبى در عالم رؤيا ديدم كه صحنهء كربلاست و من هم در خدمت اباعبداللّه آمدهام ، اعلام آمادگى مىكنم . خدمت حضرت رفتم ، سلام كردم ، گفتم : يابن رسول اللّه ! من براى يارى شما آمدهام ، من آمدهام جزء اصحاب شما باشم . فرمود : به موقع به تو دستور مىدهيم . وقت نماز شد ما در كتب مقتل خوانده بوديم كه سعيد بن عبداللّه حنفى و افراد ديگرى آمدند خود را سپر اباعبداللّه قرار دادند تا ايشان نماز بخواند - فرمود : ما مىخواهيم نماز بخوانيم ، تو در اينجا بايست تا وقتى دشمن تيراندازى مىكند مانع از رسيدن تير دشمن شوى . گفتم : چشم ! مىايستم . من جلوى حضرت ايستادم ، حضرت مشغول نماز شدند ، ديدم يك تير به سرعت به طرف حضرت مىآيد ، تا نزديك من شد بى اختيار خود را خم كردم ، ناگاه ديدم تير به بدن مقدّس اباعبداللّه اصابت كرد . در عالم رؤيا گفتم استغفراللّه ربّى و اتوب عليه ، عجب كار بدى شد ! ديگر نمىگذارم . دفعهء دوّم تيرى آمد تا نزديك من شد ، خم شدم باز به حضرت خورد . دفعهء سوّم و چهارم هم به همين صورت خود را خم كردم و تير به حضرت خورد . ناگهان نگاه كردم ، ديدم حضرت تبسّمى كرد و فرمود : مَا رَأيتُ اصحَابَاً ابَرُّ وَاوْفى مِن اصحَابِى ،