پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

159

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

مغلوب مىربايد نه مغلوب از غالب ؛ و اين بدان جهت است كه از لحاظ روحى ، اينها غالب بودند و آنها را شكست و تحت تأثير قرار داده بودند . « 1 » اين متفكّر بزرگ اسلامى ، دو سؤال اساسى را دربارهء علّت شهادت امام حسين و علّت ترغيب ائمّهء معصومين ( ص ) به اقامهء عزاى حسينى مطرح مىكند و پاسخى كه به اين دو سؤال مىدهد ، بسيار راهگشا و آموزنده است : با دو سؤال مواجه خواهيم شد و خوب است كه جواب اينها را قبلًا بدانيم كه هم خودِ ما روشن باشيم و هم از عهدهء جواب برآييم : يكى اين كه چرا امام حسين شهيد شد ؟ ديگر اين كه چرا ائمّهء دين دستور دادند كه عزاى امام حسين هميشه اقامه شود و در نتيجه ما وقتها و عمرها و پولها و نيروها و انرژىها ( ىمان را ) هر سال در دو ماه محرّم و صفر و بلكه در غير اين دو ماه صرف كنيم ؟ راجع به قسمت اوّل بايد بگوييم در اين زمينه ، خيلى حرفها گفته شده . دشمنان گفته‌اند : امام ، قصد حكومت داشت و كشته شد ، هدف شخصى داشت و نرسيد . دوستان نادان گفته‌اند : كشته شد كه گناهان امّت بخشيده شود ، جنبهء آسمانى و خيالى به قضيه دادند . آن را گفتند كه نصارى دربارهء مسيح گفته بودند . حقيقت همان است كه خود امام حسين فرمود در مواردى از قبيل : « ما خرجت اشراً ولا بَطِرَاً . . . » ، « الَا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِه وَانَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَناهى عَنْهُ ، لِيَرغَبِ المُؤْمِنُ فِى لِقاءِ اللّهِ مُحِقَاً . . . » ، « ايُّهَا النّاسُ مَنْ رَأى سُلْطَانَاً جائِراً . . . » ، در قسمت دوم هم بايد گفت : تكاليف شرعى بدون حكمت نيست . منظور اين نبوده كه همدردى و تسليتى باشد براى خاندان پيغمبر ، به قول روضه‌خوان‌ها زهرا را خوشحال بكنيم . خيال مىكنيم هر اندازه ما گريه كنيم تسلّى خاطر بيشترى براى حضرت رسول و حضرت زهرا هست . چقدر در اين صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امير را - كه هميشه آرزوى شهادت مىكردند و فخر خود مىدانستند - كوچك كرده‌ايم ! و خيال مىكنيم هنوز هم بعد از هزار و سيصد و بيست سال در حال جزع و فزع مىباشند ! بلكه مقصود اين است كه داستان كربلا به صورت يك مكتب تعليمى و تربيتى هميشه زنده بماند . در حقيقت جواب سؤال اوّل اگر درست داده شود ، جواب سؤال دوم هم معلوم مىگردد . . . معلوم مىشود فلسفهء

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 48 .