پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
158
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
مىگوييد على در بالاى منبر بود و خطبه مىخواند . على فقط در زمان خلافتش بود كه منبر مىرفت و خطبه مىخواند ، پس ( اين قضيه ) در كوفه بوده است . خلافت حضرت امير در كوفه در چه سالى بود ؟ بين سالهاى 36 و 41 ، در آن وقت امام حسين در چه سنّى بود ؟ مردى بود تقريباً 33 ساله . مىگويد : آيا اصلًا اين حرف معقول است كه يك مرد 33 ساله در حالى كه پدرش دارد مردم را موعظه مىكند ، خطابه مىخواند ، يك دفعه وسط خطبه بدود ( و بگويد : ) آقا ! من تشنهام ، آب مىخواهم ؟ ! اگر يك آدم معمولى اين كار را بكند مىگوييد : چه آدم بى ادبِ بى تربيتى است ! و تازه حضرت ابوالفضل در آن وقت ، كودك نبوده يك جوان در حدود پانزده ساله بوده است ! يك چنين جعلى ، تحريفى كردند ، حالا غير از موضوع دروغ بودنش ، از نظر ارزش ، آيا اين شأن امام حسين را بالا مىبرد يا پايين مىآورد ؟ مسلّم است كه پايين مىآورد . يك دروغى به امام نسبت داديم و آبروى امام را برديم ، طورى حرف زديم كه امام را در سطح بى ادبترين افراد مردم تنزّل داديم كه در حالى كه پدرى مثل على دارد حرف مىزند ، تشنهاش مىشود ، طاقت نمىآورد كه جلسه تمام شود ، حرف آقا را قطع مىكند : من تشنهام ! بگوييد براى من آب بياورند ! « 1 » 2 - 15 . برگزيدههايى از ( حماسهء حسينى ) در اين قسمت ، از يادداشتهاى استاد شهيد مطهّرى كه در جلد دوم حماسهء حسينى آمده است ، بهره مىگيريم و شيفتگان مكتب حسينى را با جلوههاى ماندگار ديگرى از نهضت شگرف امام شهيد آشنا مىكنيم : يكى از مظاهر قوّت و كمال نهضت حسينى اين است كه آنها با آن همه شدّت و گرفتارى ، هيچ كدامشان ملحق به دشمن نشدند ولى توانستند از لشكر غالب طرف مقابل ، دل بربايند ، چنان كه حُر و سى نفر ديگر را دل ربودند و شايد علّت اين كه اباعبداللّه اصرار داشت كه هر كه رفتنى است برود ، اين بود كه مىخواست نمايشگاهش كامل باشد و در ميان آنها ضعيفى وجود نداشته باشد كه در گيراگير كار ، سستى نشان دهد . اين جهت در بدر و صفّين عيب زيادى نداشت ولى در كربلا عيب داشت ، چون بناى كار كربلا بر گذشت و فداكارى بود . معمولًا غالب از
--> ( 1 ) . همان ، ص 66 - 67 .