پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

118

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

در عين قهرمانى است كه در عين حال از نَفحات عشقى لطيف و گذشتى كريمانه معطّر مىشود ؛ و از طلوع و افول يك آيين و خاموشى و انقياد يك امپراطورى ، غبار غم بر انديشه مىنشاند و بالاخره قساوت و بىرحمى و توحّش دنيا پرستان ، زشت‌ترين و كثيف‌ترين جلوهء خود را در آن نشان مىدهد . كتاب با نثرى روان و زنده نوشته شده است و جملات كوتاه و پر مغز كه از خصوصيات نثر آقاى رهنما است . « 1 » مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا خليل كمره‌اى ، در تقريظى بر اين كتاب ، با خطاب به مؤلّف آن مىنويسند : فقط اين را به شما شادباش مىگويم كه اين نعمت بر شخص شما هنا و گوارا باد كه اين قلم را در پاى شخصيّت والاى حضرت مولى الكونين ابو عبد اللّه الحسين ( ع ) انداخته‌ايد و سَرور آزادگان و آزاد مردان جهان ، امام خود را به سرورى انتخاب كرده‌ايد و موضوع انديشهء قهرمانى خود شناخته‌ايد و صحنهء اوقات عمر خود و اطوار فكر خود را با چنين افكار ، جواهرنشان كرده‌ايد ، و صفحه‌هاى جواهرنشانى كه از بهترين جواهر لؤلؤ و زبرجد و فيروزه و عقيق و ياقوت چيده شود ، گرانقيمت‌تر از اين صفحات تابلوهاى جواهرنشان اين كتاب نيست ، زيرا جواهرات اين لآلى با خون عزيز حسين ( ع ) و عزيزان خدا رنگين شده و با آب و رنگ تجزيهء عدل و جور آب داده شده است . ولى من خيره از قدرت خلّاقهء اين قلم شما هستم كه بعد از اين همه تأليفات بيحدّ و حصر و شمار كه در حقّ حسين ( ع ) در چهارده قرن نگاشته شده ، توانسته‌ايد كتابى بكر و ابتكارى و بديع در همان موضوع از كار چنان درآيد كه شاهكار ابداع باشد ، با آنكه به شمارهء شهور و سنين چهارده قرن دربارهء امام حسين ( ع ) كتاب نگاشته شده است . آيا اين قدرت خلاقّهء اين قلم نيست ؟ حاش للّه ! من اگر مىخواستم از اين كتاب به طور گلچين انتخاب كنم و فقط دربارهء آن گلچين سخن بگويم ، مىديدم بايد همهء كتاب را گلچين كنم ، پاى هر جمله‌اى به تمجيد بگويم و روبه‌روى هر فصلى ، فصلى باز كنم و برابر كلِّ كتاب ، كتابى بنگارم تا از عهدهء تمجيدِ لايقِ آن برآيم و يا باز برنيايم ! « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، مقدّمه ، ص ط ( 2 ) . همان ، مقدّمه ، ص ج