پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
119
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
و با انتخاب جملاتى كوتاه از تقريظ آقاى دكتر مبشّرى بر اين كتاب ، بحث در مورد شيوهء نگارشى آن را به پايان مىبريم : « رهنما » در اين كتاب ، چشمههاى مهر و رقّت را كه در دل دريا كردار دلاور اسلام ( / حسين بن على ) بوده ، با نوك قلم بر صفحه جارى كرده و از صلابت ، شجاعت و گذشت و پايدارى شهسوار عرصهء مردانگى ، و اصحاب او و ايثار خون پاكشان در راه حق ، اوراق را نگار داده است . اين تاريخ مستند و دقيق خاطر را با صفايى شاد ، روشن مىسازد و دلهاى خسته را مىنوازد و اشك سوكوارى و افتخار را بر گونه جارى مىكند و دل را با اميد و اتّكاء به حقيقت و عشق به انسانيّت به تپش درمىآورد و بارى در اقليم دل ، كار مسيحا مىكند . « 1 » قرائت مؤلّف اين كتاب از فرهنگ ارزشى عاشورا ، بيشتر جنبهء تاريخى دارد و منابع مورد استفادهء ايشان بيشتر كتب تاريخى و متون علماى اهل سنّت است ، و از اين روى نبايد انتظار داشت كه با منابع شيعى ، سازگارى تامّ و تمام داشته باشد . 2 - 8 . برگزيدههايى از كتاب زندگانى امام حسين آقاى زين العابدين رهنما ، آخرين لحظات عمر معاويه را كه با فرزند خود يزيد به گفت و گو نشسته است ، اين گونه به تصوير مىكشد : اى فرزند من ! تو را به مال هيچگونه نيازى نيست چندان كه بخواهى من زر و سيم و گوهرها برايت نهادهام ، به اين اندوختهها مطلقاً اهميّتى مده ، به سيرت و رفتار و انديشه اهميّت بده كه اصل آن است و اينها فرع . چنان كه از پيش به تو گفته بودم از چهار كس برحذر باش و با نهايت دقّت با آنها رفتار كن . در اينجا كمى درنگ كرد و دوباره با كلمات شمرده كه پيدا بود روى زبانش سنگينى مىكند چنين گفت : اوّل ، عبد الرّحمن كه زنْ دوست است و همين خود مايهء ضعف اوست ؛ دوم ، عبد اللّه فرزند عمر ؛ سوم ، عبد اللّه فرزند زبير و چهارمى كه از همه مهمتر است و بايد خيلى مراقب رفتارت با او از نزديك باشى حسين بن على است ؛ او مردى است دلاور با ايمانى استوار ، مجاهد و غير قابل انعطاف . امّا عبداللّه فرزند عمر ، گوشهگير و عبادت پيشه است . تو فقط بايد از حسين بيم داشته
--> ( 1 ) . همان مقدّمه ، ص ه .