پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

115

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

يك قول : هشتاد هزار سواره و چهل هزار پياده ، بالاتر نداريم ، اگر بگويند دروغ است ، قدر يقين سى هزار كه حديث صحيح است ، كه همه صف كشيدند . امير ؛ خودش ، وزير : پسرش ، ميمنه با عمرو بن حجّاج ، ميسره با شمر بن ذى الجوشن ، محمّد بن اشعث : سركردهء تيراندازان به مقدار بال‌هاى كبوتر ، همه آمدند در مقابل آن مظلوم صف كشيدند . سيّدالشّهداء هم صف‌آرايى كرد ، ميمنه و ميسره ترتيب داد ، لشكر : چهل و دو پياده و سى سواره يا به عكس . ميمنه با حبيب بن مظاهر ، ميسره با زهير بن قين ، علَم در دست حبيب ، رايت در دست حضرت ابوالفضل العبّاس ( ع ) . . . مقابل يكديگر ايستادند . ابن سعد به اصحاب قلب - كه قلب لشكر بودند - گفت : بايستيد جاى خودتان ! لشكر را گفت : احاطه كنيد ميمنه و ميسره را . لشكر ، اقلًاّ به قدر يك فرسخ طول و عرض ايشان بوده ، احاطه كردند خودِ حضرت و خيمه‌گاه حضرت را مثل حلقه در ميان گرفتند . « 1 » 8 . كلّياتى دربارهء كتاب زندگانى امام حسين ( ع ) آقاى زين العابدين رهنما ، اين اثر را در دو جلد تدوين كرده‌اند كه چاپ اوّل آن به سال 1345 صورت گرفته است . جلد اوّل از « زندگانى امام حسين » سى و هشت فصل دارد كه از ساختن شهرى در قادسيّه به فرمان دومين خليفهء اسلامى توسّط سعد بن ابى وقّاص شروع و به ماجراى شكست نهاوند پايان مىپذيرد . جلد دوّم اين اثر حاوى شصت و هشت فصل است كه از جريان قتل عمَر بن خطّاب توسّط ابولؤلؤ - غلام مغيره - آغاز و به ماجراى مرگ يزيد بن معاويه خاتمه مىيابد . بيست و هشت فصل از جلد دوم اين كتاب - يعنى از بخش چهل و يكم تا شصت و هشتم - با ماجراى كربلا و نهضت ماندگار حسين بن على ( ع ) ارتباط پيدا مىكند . مؤلّف در مقدّمهء كتاب آورده‌اند : آغاز دگرگونىها ، خواه در اجتماع يا در ادبيّات - هميشه از كارهاى بزرگ سرچشمه مىگيرد ، و چه كارى از رويداد دهم عاشوراى 61 هجرى مىتوانست بزرگتر شود ؟ از اين رو ، و به حق از فرداى اين فاجعه ، دگرگونىها در مردم و در اجتماع ، در دلها و در افكار ، پيش مردم دور و

--> ( 1 ) . همان ، ص 80 .