السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )

65

نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )

رو برخى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را نزد خود فراخواند . وقتى آمدند ، عمر به آنها گفت : « اى اصحاب رسول خدا ! هرگاه بر چيزى اختلاف كنيد ، مردم هم بعد از شما بر همان اختلاف خواهند كرد و اگر بر چيزى اتفاق كنيد ، مردم هم بر آن اتفاق خواهند كرد ؛ ببينيد چگونه مىتوانيد در اين مسأله اتفاق كنيد ! » . گويا اصحاب با اين حرف ، بيدار شدند و گفتند كه چه فكر خوبى است « 1 » . آرى اين‌چنين ، صحابه در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بر حضرت اتكا مىكردند و ضرورت فراگيرى مستقيم احكام و مفاهيم اسلامى را تا وقتى در پناه ايشان بودند ، احساس نمىكردند « 2 » . ممكن است تصور شود چهره‌اى كه از اصحاب در صفحات پيش ترسيم گرديد و نمونه‌هايى حاكى از عدم شايستگى آنها براى رهبرى امت اسلامى آورده شد ، با اين واقعيت نمىسازد كه : ما همگى اعتقاد داريم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به شايستگى ، در تعليم و تربيت اصحاب كوشيده و در ساختن گروهى مسئول ، متعهد و آگاه موفق بود . در پاسخ اين تصور بايد بگوييم : با آنچه كه قبلا توضيح داديم ، قطعا تصوير واقعى نسل گسترده‌اى را كه در زمان رحلت حضرت

--> ( 1 ) - عمدة القارى ، ج 8 ، ص 137 ، باب « التكبير على الجنازة » ، چاپ دار احياء التراث ( شهيد صدر ) . ( 2 ) - تمهيد لتاريخ الفلسفه ، د . مصطفى عبد الرزاق ، ص 272 .