السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
47
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
هنگامى كه انصار پيشنهاد كردند خلافت بين مهاجرين و انصار گردشى باشد ، ابو بكر اين پيشنهاد را رد كرد و گفت : « وقتى رسول خدا مبعوث شد ، بر عرب سنگين آمد دين آبا و اجدادى خويش را ترك گويد ؛ لذا با او مخالفت كرد و او را آزار داد و خداوند تصديق حضرت رسول را به مهاجرين اوليه از قبيلهء پيامبر اختصاص داد . . . بنابراين مهاجرين اولين كسانى در روى زمين هستند كه خدا را پرستيدند و اينان اوليا و عترت او و سزاوارترين مردمان به خلافت ، پس از پيامبر هستند و تنها ستمكاران ، در امر خلافت با آنها مخالفت مىكنند » « 1 » .
--> ( 1 ) - همان ، ص 242 . همچنانكه در مختصر تاريخ ابن عساكر ، ج 8 ، ص 38 - 39 آمده است ، امام على عليه السّلام اينگونه استدلالات را مردود مىشمارد ، و خلاصهاش چنين است : اگر پيشتاز بودن در اسلام و ايمان به رسالت حضرت پيامبر و نزديكى به رسول خدا و از اوليا و عترت او بودن ، به شخص ، صلاحيت خلافت مىدهد ، بايد گفت على پيشتازترين مردم به عبادت خدا و ايمان به رسالت رسول خداست ، بلكه اساسا عبادت او مسبوق به شرك نبود زيرا هيچگاه بتى را نپرستيد ، بر خلاف تمامى مسلمانان صدر اسلام . و در مورد نزديكى او به رسول خدا ، او از عترت و خواص رسول خدا بود و طبق نص صريح ، ولى ، برادر و نفس پيامبر . تنها اوست كه جانشين حضرت پيامبر در انجام امور مىباشد . ر . ك : مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 281 . بنابراين به مقتضاى اين منطق ، لازم است او سزاوار خلافت باشد ، نه كسى ديگر .