السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
31
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
وجود داشت ، چيره سازد « 1 » . ج : خطرات ناشى از وجود منافقان ؛ يعنى بخشى كه زير لواى اسلام خود را پنهان نموده در حيات حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دائما دسيسهچينى مىكردند و قرآن از آنها به « منافقين » « 2 » ياد كرده است . حال اگر به اين عده ، تعداد بسيارى را كه بعد از فتح مكه
--> ( 1 ) - بر اين حالت ، شواهد بسيارى در تاريخ وجود دارد ، بهعنوان مثال بخارى و مسلم و ترمذى در كتاب « تفسير » از جابر بن عبد اللّه نقل مىكنند : « در غزوهاى بوديم كه مردى از مهاجرين لگدى به يك انصارى زد . مرد انصارى فرياد زد : اى انصار ! به فريادم برسيد . و مرد مهاجر هم همين درخواست را از مهاجرين كرد . حضرت رسول اكرم كه سروصداها را مىشنيد فرمود : چه شده است كه همچون اعراب جاهلى يكديگر را مىخوانيد ؟ ! ابن سلول شنيد و گفت : . . . به خدا قسم ! اگر به مدينه برگرديم ، عزيزان از ما ، ذليلان را از شهر خارج مىكنند » . التاج الجامع للاصول ، شيخ ناصف ، ج 4 ، ص 263 . ( 2 ) - منافقان در طول زندگى حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم تلاش كردند خطيرترين نقش را در ضربه زدن به اسلام و پيامبر و مسلمانان ايفا كنند . بهعنوان مثال نگاهى به پاورقى قبل در ارتباط با كلام ابن سلول ( از سران منافقان ) و همچنين ملاحظهء آنچه اينان در واقعهء « إفك » انجام دادند و اراجيفى كه در حوادثى نظير جنگ احد و احزاب رواج دادند ، بكنيد . خداوند در قرآن كريم سورهاى به نام منافقين نازل كرده ، اين گروه خبيث را نمايانده ، حضرت پيامبر را به نيات آنان و آنچه در دل دارند ، آگاه كرده است . بهعنوان مثال رجوع شود به تفسير فخر رازى ، ج 8 ، ص 157 ، چاپ اول ، الخيرية ، 1308 ه - مصر ؛ كشاف زمخشرى ، ج 4 ، ص 811 .