صادق آئينه وند

207

ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )

تعطيل مىكردند و بر گردن بندگان آزاد خداوند ، داغ مىنهادند و در حرم امن مسلمين بسان حرم كفّار ، رفتار مىكردند . حزب اموى ، چون دست به فسق و جنايت يازد ، نمىتواند بزرگ‌تر ، بىپاسخ‌تر و كورتر جنايتى چون شهادت حجر بن عدىّ 40 و عمرو بن حمق خزاعى 41 را مرتكب نشود ! جنايتى كه با قربانيان آن ، سوگندهاى مؤكّد خوردند و پيمان‌هاى استوار بستند . زياد بن سميّه 42 هزاران تن از شيعيان كوفه و بصره را پس از آن‌كه به بند كشيد و به زندان انداخت ، بكشت . جنايات يزيد تا آن‌كه خداوند در بدترين حال و اعمال از معاويه 43 جان گرفت و روزگار عمرش را به پايان آورد . پس از او ، فرزندش شيوه‌ى پدر را پىگرفت . كار زخميان معاويه را مىساخت و فرزندانشان را مىكشت آن‌كه ، نخست هانىء بن عروه‌ى مرادى 44 و مسلم بن عقيل هاشمى 45 را شهيد كرد . نيز حرّ بن يزيد رياحى 46 و ابو موسى عمرو بن قرظه 47 انصارى و حبيب بن مظهر 48 اسدى و سعيد بن عبد اللّه حنفى 49 و نافع بن هلال جملى 50 و حنظلة بن اسعد شبامى 51 و عابس بن ابى شيب شاكرى 52 را با هفتاد و چند تن از شيعيان ، به شهادت رساند . سپس امام حسين ( ع ) - بر او درود باد - را در كربلا 53 به شهادت رساند . آنگاه زنازاده‌ى پسر زنازاده - عبيد اللّه بن زياد 54 را بر آنان ( مردم كوفه ) مسلّط گردانيد و او آنان را بر تنه‌هاى درخت خرما به دار مىكشيد و به شيوه‌هاى گونه‌گون به قتل مىرساند . تا آن‌كه خداوند ، به سبب خونخوارى افزون از حدّ ، ريشه‌اش را از بن بركند و پشتش را زير فشار بار جنايات بزرگ و هتك حرمت‌ها در حقّ آل على ( ع ) ، بشكست . پس گروهى كه خداوند اراده كرده بود تا گناه پيمان‌شكنى را از آنان بردارد و غبار گناه آنچه را كه - از تنها رها كردن امام - كسب كرده بودند ، فروشويد ، چونان شورشيان ، علم طغيان برافراشتند و خون شهيدان را از پسر زنازاده ، طلب كردند . اندكى ياران ، كمك نكردن ديگران به آنان ، و فزونى جمعيّت كوفيان ، جز بر جسارتشان در مرگ و مبارزه و بخشش در جان و مال