عبد الحسين بينش

80

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

چنان بوده است كه مىتوان گفت همهء كتاب « تقسيم فلسفهء » او از احصاء العلوم اقتباس شده است . « موريس دو ولف » از اين مرحله فراتر رفته و گفته است : كتاب گونديسالينوس شامل همان كتاب احصاء العلوم است كه با اندكى تصرف و انتخاب مطالبى از كتابهاى ديگر دانشمندان بعد از فارابى مانند « امونيوس ، اسحاق اسرائيلى ، ابن سينا و ايزودور اشبيلى . . . » تدوين شده است . « اسن بويچ » عقيده دارد كه اين سخن - كه تمام كتاب « تقسيم فلسفه » از احصاء العلوم نقل شده - تا حدى اغراق‌آميز است . او ثابت مىكند كه بيش از سه پنجم مطالب احصاء العلوم در كتاب « تقسيم فلسفه » نيامده و ترتيب علوم در اين كتاب با ترتيب احصاء العلوم هم‌آهنگ نيست . با اين همه سن بويچ خود اعتراف مىكند كه گونديسالينوس از كتاب فارابى بهرهء فراوان برده است . « فارمر » موسيقىدان انگليسى مىگويد : « دو كتاب احصاء العلوم و تقسيم فلسفه در اواخر قرن دوازدهم ميلادى در شهرهاى انگليس معروف بوده‌اند و افتخار ورود اين دو كتاب و انتشار آنها در شهرهاى انگليس ، نصيب دانيل آومورلى مىشود ، زيرا او شاگرد « ژرار دوكريمونا » در طليطله ( 1175 م ) بوده است . بعيد نمىنمايد كه او همان كسى باشد كه اين دو كتاب را همراه ديگر كتابهاى فراوان عربى از اسپانيا با خود آورده باشد . » « 1 » احصاءالعلوم فارابى و تأثير آن بر دانشهاى جهانى ما را به سوى دو حقيقت زير رهنمون مىگردد : 1 . آنچه موجب ظهور دانشمندان بلندآوازه‌اى چون فارابى گشته ، پس از استعدادهاى ذاتى خودشان ، فضاى علمى حاكم بر تمدنى است كه آنها در درون آن زاده شده و نشو و نما يافته‌اند . فارابى در اين عرصه تنها نيست و صدها ستاره چون او در اين آسمان مىدرخشند . اين اختران فروزان محصول تمدنى هستند كه هم فيلسوف داشت و هم دانشمند ؛ هم شاعر و اديب داشت و هم منجم و جغرافىدان ؛ هم قدر علم را مىشناخت و هم هنر را . هم دنياى معنوى پيروانش را به نور معرفت روشن ساخت و هم دنياى مادى آنان را با حمايت از دانش و دانشمندان توسعه بخشيد . تمدنى كه دانشمندانش به خود اجازه مىدادند تا به هر جايى كه هماى انديشهءشان پر مىكشيد عروج كنند و از بيان آرا و ديدگاههاى علمى خويش نهراسند .

--> ( 1 ) . احصاء العلوم ، ابو نصر محمد بن محمد فارابى ، ترجمهء حسين خديوجم ، ص 14 - 15