عبد الحسين بينش

116

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

دعوت كند . شعار « قولوا لا إله الا الله تفلحوا » در حقيقت اعلامى بود به مردم شبه جزيره كه از اين پس بايد پراكندگيهاى اعتقادى ، سياسى و اجتماعى را به كنار نهند و به وحدت و يگانگى بينديشند . « 1 » اما شعار توحيد حيثيت اجتماعى و منافع اقتصادى مشركان مكّه را به خطر انداخت ؛ و از اين رو با آن حضرت به مخالفت برخاستند و فشارهاى فزاينده مكيان ، سرانجام پيامبر ( ص ) و يارانش را ناگزير ساخت تا به مدينه هجرت كنند . اين اقدام هم به سود مسلمانان مهاجر انجاميد و هم به سود مردم مدينه ، كه از آن پس به انصار موسوم گشتند . مهاجران از زجر و شكنجهء مكيان رهيدند و اختلافهاى ديرينهء مردم مدينه فرو خفت . رسول خدا ( ص ) ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى برقرار فرمود و با اين ابتكار آنان را به دوستانى بسيار نزديك تبديل كرد . البته سخت مراقب بود كه اين پيمان پيوسته برقرار بماند و رابطهء برادرى از هم نگسلد . مسألهء ديگر وجود يهوديان در مدينه بود كه پيامبر خدا ( ص ) با بستن پيمانى سياسى ترتيبى اتخاذ كرد كه پيروان هر دو دين در كنار يكديگر و با رهبرى ايشان زندگى كنند . اما يهوديان به اين پيمان وفا نكردند و رسول خدا ( ص ) ناگزير به نفى و طرد آنها از مدينه و پيرامون آن گرديد . به اين ترتيب هستهء « امت » و « دولت » اسلامى در مدينه و به رهبرى شخص پيامبر ( ص ) شكل گرفت . « 2 » رسول خدا ( ص ) در به دو ورود به مدينه ساخت نخستين مسجد را آغاز كرد . بناى اين مسجد الگويى براى همه مساجدى گرديد كه از آن پس در جهان اسلام ساخته شده پنج نوبت گرد آمدن مسلمانان در اين مكان و اجراى مراسم باشكوه نماز جماعت ، موجب تحكيم هر چه بيشتر برادرى و اتحاد ميان آنان مىگرديد و قدرت آيندهء آنان را نويد مىداد . روشن بود كه وجود چنين جامعه‌اى براى مشركان مكه تهديدى بزرگ به شمار آيد و براى آنان تحمل‌ناپذير باشد . اين بود كه در طول دوران حضور پيامبر ( ص ) در مدينه نيز زد و خورد ميان طرفين ادامه يافت ، اما سرانجام رسول خدا ( ص ) ، مكه را پيروزمندانه گشود . چون نوبت كعبه رسيد ، فرمان داد تا همهء بتها را بشكنند و دور بريزند و تصاوير را پاك كنند . « 3 »

--> ( 1 ) . ر . ك . تاريخ سياسى اسلام ، ص 74 - 76 ( 2 ) . ر . ك . تاريخ جوامع اسلامى ، ص 61 - 62 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ص 413