فاطمه جان احمدى

99

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

از پهلوى به عربى ترجمه نمود . « 1 » افزون بر آن ، كتاب سند هند نيز به دست مترجمان عالىرتبه هندى به عربى ترجمه شد . در كنار ترجمه برخى آثار يونانى چون مجسطى بطلميوس « 2 » و كتاب اقليدس ، شمارى از كتاب‌هاى ارسطو و همچنين كتاب « ارثما طيقى » « 3 » و ديگر آثار كهن يونانى به عربى ترجمه شد . بدين‌سان ، در دوره خلافت منصور عباسى فرصتى مناسب براى مؤلفان و اربابان علم بوجود آمد تا آنچه پيش‌تر اجازه نگارش و نشر آن را نداشتند ، به رشته تحرير درآورند . از جملهء آنان ، مورخ نامى محمد بن اسحاق ، صاحب كتاب السير و المغازى و اخبار المبتداء و الخبر است ؛ كتابى كه بنا بر اظهار مسعودى ، پيش از آن مدوّن و معروف نشده بود . « 4 » در كنار تلاش‌هاى بىوقفه محققان علوم مختلف ، پزشكان كارآمد نيز در اعتلاى علم پزشكى تلاشى درخور نمودند . در ميان پزشكان پر كار دربار منصور ، جورجيس بن بختيشوع از جايگاه والايى برخوردار بود . او رئيس دارالعلم و بيمارستان جندىشاپور بود و به دنبال بيمارى صعب‌العلاج منصور در سال 148 هجرى به دربار خليفه راه يافت . « 5 » وى در اندك‌زمانى با وقار ، عفت ، « 6 » زبان‌آورى ، كمال ادب و مهارت در طبابت بر هيبت خويش نزد خليفه افزود و چيزى نگذشت كه از ملازمان نزديك خليفه گرديد . « 7 » او در مدت اقامتش در دربار بغداد كتاب‌هاى پزشكى بسيارى را نگاشت و از آنجا كه با زبان‌هاى سريانى ، يونانى ، فارسى و عربى به خوبى آشنا بود ، توانست كتاب‌هاى طبى يونان را براى خليفه ترجمه كند . « 8 » مهارت ، حسن سيرت و كاردانى او ، حضور فرزندان و نوادگانش را در دربار شش خليفه عباسى ( منصور ، هارون ، موسى الهادى ،

--> ( 1 ) . به بركت اين ترجمه ، ابن‌مقفع را خالق نثر عربى دانسته‌اند ، هرچند اين حكم را بايد با احتياط پذيرفت . ( پژوهش دانشگاه كمبريج ، تاريخ اسلام ، ترجمه احمد آرام ، ص 153 . ) ( 2 ) . خواند مير ، حبيب السير فى اخبار افراد البشر ، ج 2 ، ص 207 . ( 3 ) . « ارثما طيقى » ، علم شناخت اعداد و خواص آنهاست . در اين باره بنگريد به : رسائل اخوان الصفا ، ج 1 ، ص 48 ؛ ابن خلدون ، مقدمه ، ص 482 . ( 4 ) . بنگريد به : مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ص 314 و 315 . ( 5 ) . ابن جلجل ، طبقات الاطباء و الحكماء ، ص 63 . ( 6 ) . قفطى ، تاريخ الحكماء ، ترجمه بهمن دارايى ، ص 220 . ( 7 ) . همان ، ص 218 ؛ غريغوريوس الملطى المعروف بابن العبرى ، تاريخ مختصر الدول ، ص 134 - 125 . ( 8 ) . ابن ابى اصيبعه ، عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 302 .