فاطمه جان احمدى
72
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
آن را ناديده انگاشت ؛ فرهنگى كه زبانش عربى بود و فكرش ايرانى ، خيالش هندى بود و بازويش تركى ، اما دل و جانش اسلامى بود و انسانى . « 1 » مدينه ، دمشق ، بغداد ، رى ، نيشابور ، قاهره ، قرطبه ، غرناطه ، قونيه ، قسطنطنيه ، كابل ، لاهور و دهلى همهجا تجلىگاه فرهنگ اسلامى بود . بنابراين زادگاه آن همهجا بود و هيچ جا نبود . « 2 » با اين ديدگاه مىتوان اين نظر ارنست رنان را درك نمود : اسكندرانيان ، سريانيان ، مسلمين و مسيحيان قرون وسطى همه حلقههاى يك زنجيرند . « 3 » . با اين وصف به بررسى تمدنهايى خواهيم پرداخت كه در پيدايى تمدن اسلامى تأثير داشتند . 1 . تمدن ايرانى يكى از تمدنهاى مهم و تأثيرگذار بر فرهنگ و تمدن اسلامى ، تمدن ايرانى است كه همه محققان و تمدننويسان به نقش مهم آن در بالندگى تمدن اسلامى اقرار دارند . شهيد مطهرى ضمن تأكيد بر اين مطلب مىنويسد : ايرانيان بيش از هر ملت ديگرى به نشر اسلام و پيشرفت فرهنگ و تمدن انسانى آن كمك كردهاند . اين خدمت شامل همهگونه فعاليتهايى مىشود كه ايرانيان در طول تاريخ چه از طريق سربازى و فداكارى ، چه از طريق مسافرت و بازرگانى و چه از رهگذر كوشش در فراگيرى و بسط علوم و فنون اسلامى - انجام دادهاند و موجب نشر اسلام و پيشرفت فرهنگ و تمدن انسانى آن - در آسياى صغير ، آسياى مركزى ، شبه قاره هند ، چين ، اندونزى ، جنوب شرقى آسيا ، ماوراءالنهر ، مغرب و شمال آفريقا ، آفريقاى جنوبى و . . . شدهاند . « 4 » مشاركت و مداخلهء ايرانيان در اوجگيرى تمدن اسلامى مستلزم دارا بودن پيشينهاى كهن و غنى است . طبق استناد منابع تاريخى ، ايران يكى از تمدنهاى پر مايهء باستانى است كه قوام آن بر مدار وحدت ملى و ثبات ارضى بنا شده است . فلات ايران به عنوان مأمن اقوام آريايى به سرعت بر
--> ( 1 ) . عبدالحسين زرّينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 31 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . 1 . Ranan ( E ) , De , Philosophia perlpateticaapud Syros , p , 9 . ( 4 ) . مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 322 .