فاطمه جان احمدى

73

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

تارك تاريخ تمدنى درخشيدن گرفت . آثار تمدنى بر جاى مانده از مادها ، هخامنشيان ، پارتيان و ساسانيان مؤيد اين مدعاست . « 1 » مآثر بر جاى مانده از واپسين سلسله ايرانى ( ساسانيان ) كه مدت چهارصد سال بر بخش‌هاى بزرگى از جهان آن روز فرمانروايى كردند ، حكايت از ارجمندى و توانمندى دولتمردان ايرانى دارد . توجه فرمانروايان ايرانى به علم و دانش‌پرورى ، ايران را به پايگاه علمى شرق مبدل نمود . « 2 » ترجمه كتب برجسته هندى ، سريانى و يونانى به زبان پهلوى نتايج قابل توجهى را به دنبال داشت . از جمله نتايج حائز اهميت نهضت فرهنگ در ايران ، توسعه علم پزشكى و بالندگى علم نجوم و پربارى ادبيات مذهبى و حماسى در ايران بود . « 3 » اگرچه به دليل كمبود منابع ، اطلاعات ما از چگونگى اين نهضت فرهنگى ، بسيار اندك است و ما را از ارائه هرگونه اظهارنظر قطعى و يا قضاوت كلى باز مىدارد ، آنچه مسلّم است نگاه انحصارى به علم و شأنيت طبقاتى آن به كندى و در نهايت توقف علوم در ايران انجاميد . شرايط دشوار طبقاتى و حضور خاندان‌هاى صاحب نفوذ مانع رشد ادبيات مكتوب در ايران شد . زيرا نوشتارهاى مذهبى و ادبى تنها براى خاندان حكومت‌گر و يا مؤبدان زرتشتى « 4 » تدوين مىشد . از اين رو علوم در ايران عهد ساسانى علىرغم توسعه ميان همه طبقات مختلف اجتماعى همه‌گير شد . « 5 » توفيق چشمگير ايرانيان در عرصه ديوانسالارى و تشكيلات ادارى ، ايجاد مناصب مختلف ديوانى و همچنين قوام بخشيدن به ساختار حقوقى ، موضوعى است كه هرگز از ديد فرهنگ و تمدن‌نويسان بزرگ جهان مورد غفلت واقع نشده است . اعتراف محققان به كارآمدى وزيران و صاحب‌نظران ايرانى بعدها دربار خلافت اسلامى را به سوى كانون تمدن ايرانى معطوف داشت . « 6 » اين حضور پر مايه و مستمر ايرانيان در عرصه‌هاى مختلف تاريخ جهانى و همچنين دارا بودن موقعيت جغرافيايى مناسب ، موجب شد تا ايران در طول تاريخ حيات تمدنى به كرّات در معرض

--> ( 1 ) . بنگريد به : رومن گيرشمن ، ايران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معين . ( 2 ) . محمد محمدى ، فرهنگ ايرانى پيش از اسلام ، ص 125 - 65 . ( 3 ) . بنگريد به : ريچارد نلسون فراى ، ميراث باستانى ايران ، ترجمه مسعود رجب‌نيا ، ص 56 و 317 . ( 4 ) . مؤبدان جمع كلمه مؤبد است كه واژه‌اى پهلوى است و به معنى رئيس مغان ، حكيم يا دانشمند وپيشواى روحانى زرتشتى آمده است . ( عميد ، فرهنگ عميد ، ج 2 ، ص 1865 . ) ( 5 ) . حنا الفاخورى ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمه آيتى ، ص 326 . ( 6 ) . محمد محمدى ، فرهنگ ايرانى پيش از اسلام ، ص 117 - 113 .