فاطمه جان احمدى
53
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
محدوده جغرافيايى تمدن اسلامى كانون مركزى ظهور اسلام جزيرةالعرب است كه به لحاظ تاريخى و جغرافيايى پيشينهاى كهن دارد . اين بخش جغرافيايى خود به دو بخش شمالى ( جزيرةالعرب ) و جنوبى ( يمن ) تقسيم مىشود كه به دليل تفاوتهاى مهم جغرافيايى از يكديگر متمايز هستند . بخش جزيرةالعرب ، منطقه جغرافيايى پهناورى است كه از شرق به خليج فارس و درياى عمان ، از غرب به درياى سرخ و بحرالميت ، از جنوب به يمن و از شمال به شامات متصل است . از جمله حوادث تاريخى كه به گستردگى ارضى تمدن اسلامى انجاميد و توانست آن را از جزيرةالعرب فراتر برد ، فتوحاتى است كه از زمان ابوبكر بن ابىقُحافه ( 13 - 11 ه ) آغاز شد « 1 » و تا اواخر دورهء امويان ( سال 132 هجرى ) در ايران و نيمه آخر قرن دوم در شمال آفريقا ادامه يافت . « 2 » بنابراين پس از اتمام فتوحات ، سرزمينهاى اسلامى از ناحيه « شمال » ، تمامى شامات تا مرزهاى روم را شامل مىشد و از سمت « جنوب » ، تمامى يمن را در بر مىگرفت و به خليج عدن و اقيانوس هند ختم مىشد و از ناحيه « شرق و شمال شرقى » نيز تمامى ايران و مضافات آن و ماوراءالنهر تا تركستان را شامل مىگشت و از « غرب و شمال غربى » نيز تمام سرزمينهاى شمال آفريقا شامل افريقيه ، مصر و مغرب را درنورديد و تا اندلس ، سيسيل و جزاير كِرْت ادامه يافت . اين نفوذ تنها در همين مناطق محصور نشد ، بلكه در قرون بعد نيز نفوذ معنوى آن ، آسياى صغير ، بالكان ، قفقاز ، شرق هند ، چين ، آسياى جنوب شرقى و آسياى ميانه را پيمود . مَقْدِسى ، جغرافىنگار مسلمان قرن چهارم هجرى در تعريفى دقيق ، محدودهء جغرافيايى تمدن اسلامى را بدينسان تعريف مىكند : مملكت اسلام از شرق به كاشغر ( در ماوراءالنهر ) و از غرب تا سوس ( در سرزمين مغرب ) امتداد داشته و ده ماه راه بوده است . « 3 » ابنحوقل ( 366 ق ) تعريفى دقيقتر به دست مىدهد . وى سرزمينهاى اسلامى را از شرق به هند ، از غرب به سرزمين سياهان در سواحل اقيانوس اطلس ( مغرب الأقصى ) ، از شمال به بلاد روم ، ارمنستان ، آلان ، ارّان ، خزر ، سرزمينهاى بلغار ، اسلاو ، تركمنستان و چين و از جنوب نيز به
--> ( 1 ) . ابن اعثم كوفى ، الفتوح ، ترجمه محمد بن احمد مستوفى هروى ، ص 46 به بعد . ( 2 ) . محمد خضرى بك ، الدولة الاموية ، ج 2 ، ص 351 - 349 ، 368 و 398 - 396 . ( 3 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، ص 71 .