فاطمه جان احمدى
54
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
خليج فارس محدود مىداند . « 1 » محدوده تاريخى تمدن اسلامى همه مورخان و محققان ، آغاز تمدن اسلامى را هجرت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به يثرب ( مدينةالنبى ) مىدانند . دليل اين آغاز را برنامه عملى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله در تشكيل حكومتى مبتنى بر آموزههاى قرآنى دانستهاند كه دورهء اوج اين تمدن تا پايان قرن چهارم هجرى است . پس از استقلال حكومتهاى مختلف در غرب و شرق جهان اسلام ، پراكندگى فرهنگى سرعت بيشترى يافت ، اما روح حاكم بر جهان اسلام كه مرزى نمىشناخت ، بر همه آن سيطره داشت و تا قرنها بعد در سرزمين حجاز ، شام ، بينالنهرين ، ايران ، مصر ، مغرب ، اندلس و حتى سند و هند گسترده شد . اين گستردگى سرزمينهاى اسلامى با سيطرهء معنوى خلافت عباسيان به وحدتى سياسى نائل آمده بود . حمله مغولان در سال 656 ه . ق طومار خلافت عباسيان بغداد را در هم پيچيد و منجر به تجزيه سرزمينهاى اسلامى شد . از اين پس آهنگ انحطاط تمدن اسلامى نواختن گرفت و رفتهرفته در محدودههاى خاص جغرافيايى منحصر شد . بنابراين مىتوان در يك تقسيمبندى كلى محدوده تاريخى تمدن اسلامى تا نيمه اول هفتم هجرى را بدينگونه بخشبندى نمود : يك . عصر نبوى ، سال 1 تا 10 هجرى . دو . عصر خلفاى راشدين ، سال 11 تا 41 هجرى . سه . عصر خلفاى اموى ( شاخه سفيانى و مروانى ) ، سال 41 تا 132 هجرى . چهار . عصر خلفاى عباسى ، سال 132 تا 656 هجرى ( سال سقوط بغداد توسط مغولان ) . نظريههاى رايج در شكلگيرى تمدن اسلامى در مورد چگونگى شكلگيرى تمدن اسلامى ، نظريات كاملًا متفاوت و گاه متضادى در ميان محققان وجود دارد كه به دو بخش كلى تقسيم مىشود : يك . مخالفان و معاندان تمدن اسلامى . دو . موافقان و دوستداران تمدن اسلامى . به رغم وجود اختلافاتى كه ميان اين دو جريان فكرى كلان با چهار گرايش مخالف ، معاند ، موافق و دوستدار تمدن اسلامى وجود دارد ، به طور كلى هر دو گروه ، اصول اساسى شكلگيرى تمدن اسلامى را باور دارند . آنچه بيشتر بيانگر حد فاصل ميان اين دو ديدگاه است ، ميزان تأثير تمدنهاى مجاور بر تمدن اسلامى است كه گاه برآورد و تحليل دستاوردهاى تمدن اسلامى را نيز
--> ( 1 ) . ابن حوقل ، صورة الأرض ، ص 15 و 16 .