فاطمه جان احمدى
41
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
رسانههاى گروهى از قبيل راديو ، تلويزيون ، گيرندههاى ماهوارهاى ، شبكههاى رايانهاى ( اينترنت ) ، روزنامهها ، مجلات و كتاب . عناصر موجد فرهنگ و عوامل پايايى آن بر پايه مشهورترين تعاريفى كه از فرهنگ و تمدن بيان شد ، تمدن شامل همه مظاهر مادى و فرهنگ نيز در بر دارنده همه مظاهر معنوى و غيرمادى حيات انسانى است . « 1 » جوامع تمدنى هرگز بدون فعاليتهاى مادى و معنوى قادر نيستند به حيات خود ادامه دهند . انسان به عنوان مهمترين عامل موجد تمدن در بهرهورى از همه موهبات الهى ، با بهرهگيرى از هوش و درايت خويش مىتواند همه چيزهاى مادى را به اشيايى سودمند تبديل نمايد . از آنجا كه انسان ذاتاً موجودى مدنى است ، نمىتواند بهتنهايى منابع طبيعى را تغيير شكل دهد . بر همين پايه ، حيات اجتماعى و تعاون و تشريكمساعى با همنوعان معنا مىيابد . توليد همه اسباب تمدنى و رفع نيازهاى اوليه زندگى چون تهيه غذا و مسكن ، مواد خام و توليد مواد مصرفى و همهء احتياجات بشر ، به بقا و تداوم مادى جامعه مدد مىرساند . « 2 » . همچنين پويشهاى عالى انسانى چون احساس ، كنش ، انديشه ، زبان ، دانش و هنر موجد فرهنگ و تمدن است ؛ از آن روى كه ذهن و انديشه انسان بر همه عناصر و قوانينى كه به تعالى جامعه مىانجامد ، حاكم است . افزون بر عناصر پيشين ، مذهب و اخلاق هم به حيات فرهنگى جامعه محتوا و جهت مىبخشد . « 3 » از آنجا كه فرهنگ و تمدن هرگز دو مقوله جدا از هم نيستند و در بررسى حيات اجتماعى بشر لازم و ملزوم يكديگرند و گاه آنقدر بر هم منطبقاند كه تفكيك آنها مقدور نيست ، عناصر مشترك و وحدتبخش بسيارى دارند . اما اينكه عوامل پايايى فرهنگ كداماند ، در برآوردى كلى مىتوان آنها را اينگونه برشمرد : 1 . رابطه مستحكم فرهنگ با ساير اجزاى تمدنى يك جامعه به پايايى آن مىانجامد .
--> ( 1 ) . لوئيس كوزر ، نظريههاى بنيادى جامعهشناسى ، ترجمه فرهنگ ارشاد ، ص 65 و 66 . ( 2 ) . 1 . see , c . kluchohn and w . h . Kelly , the concept of culture , in Ralphlinton ( ed ) . The scince of man in the world crisis ( 1945 ) , pp . 78 , 107 . ( 3 ) . محمدتقى جعفرى ، فرهنگ پيرو و فرهنگ پيشرو ، ص 79 و 80 .