فاطمه جان احمدى

29

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

سنن و معرفت هنرى مؤثر باشد . « 1 » . 2 . اخلاق : عامل پيونددهنده اجتماع انسانى ، عامل بازدارنده خطا و نيز موجِد رعايت حقوق ديگران در جامعه است . 3 . جغرافيا : ظرف مكانى رشد فضايل انسانى ، همراه با ساير عوامل وابسته به آن - چون اقليم و آب و هوا - كه مىتواند در ايجاد تمدن بسيار مؤثر باشد . 4 . زبان : اساسىترين ركن موجوديت انسان است ؛ ضمن اينكه در بيان انديشه‌ها و عقايد نيز مؤثر بوده و در انتقال مفاهيم كليدى تمدن نيز نقشى بسزا دارد . 5 . علوم و فنون : عالىترين محصول خرد بشرى ، ابزار تعالى تمدن و عامل رشد و دوام اجتماعى است . شاخصه‌هاى عمومى تمدن هر تمدنى داراى شاخصه‌هاى عمومى و اختصاصى است . شاخصه‌هاى اختصاصى تنها مختص يك تمدن بوده و باعث تمايز آن از ساير تمدن‌هاست ، اما شاخصه‌هاى عمومى مشترك بوده و قابل تعميم به ساير تمدن‌هاست . شاخصه‌هاى عمومى عبارتند از : 1 . داراى ثبات و پايدارى در نظام شهرى بوده و تابع نظامات ناشى از مناسبات قانونى و اجتماعىاند . 2 . داراى نوعى حكومت‌اند تا نظم اجتماعى را در جامعه تحقق بخشند . 3 . از شاخصه‌هاى عمومى تمدن‌ها ايجاد تخصص ، پيدايش اصناف مختلف و تبعيت آنها از مقرّرات است . 4 . همه تمدن‌ها داراى قوانين و قواعد ثابت‌اند و نهادهاى تقنينى را براى طراحى قوانين و ايجاد مقررات ايجاد مىكنند . 5 . تمدن‌ها داراى مراكز اجرايىاند تا به وسيلهء آن بر ارشاد ، هدايت و اجراى قوانين نظارت نمايند .

--> ( 1 ) . 1 . See , Emil Durkheim and Marcel Mauss , Note on the notion of civilization , in JohnRundelland Stephen Menell ( edited ) classical Readings in culture andcivilization , p . 154 .