فاطمه جان احمدى

26

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

مرتبه كمال انسانى و نخستين مرحله اجتماع كامل ( زندگى مدنى ) همهء استعدادها و خلاقيت‌هاى خود را به‌كار مىگيرد . يكى ديگر از نظريه‌پردازان اين عرصه آرنولد توين بى است . وى تمدن را مترادف با حالتى مىداند كه در آن معدودى از افراد تنها در توليد غذا شركت ندارند ، بلكه در امور اقتصادى ديگر چون صنعت و تجارت نيز دخيل‌اند . اينان با دارا بودن امتيازاتى ويژه مىتوانند اسباب تداوم حيات جامعه را در عرصهء تمدن فراهم آورند . به عقيده توين بى ، متخصصان غيراقتصادى ، روحانيان ، نظاميان حرفه‌اى و مديران ، در شمار اين گروه‌اند . بر پايه اين تعريف ، در جامعه‌اى كه اضافه توليد اقتصادى در آن وجود دارد ، تقسيم كار الزامى مىنمايد و افرادى كه داراى تخصص غيرمولّدند ، برخى وظايف اجتماعى را كه پيش‌تر بر عهده همه افراد جامعه بود ، بر عهده مىگيرند . « 1 » بدين ترتيب توين بى اقليتى را از اجتماع مولّد جدا مىكند كه در آفرينش آثار غيراقتصادى توانمند بوده ، به نوعى عامل ايجاد ساختمان تمدن نيز به شمار مىآيند . در اين شرايط ، عالىترين شكل حيات جمعى با تقسيم كار جدى پديد مىآيد و تمدن شكل مىگيرد . در واقع آنچه بر روند توسعهء تمدنى مؤثر خواهد بود ، نظم اجتماعى به همراه نوآورى است . « 2 » بر پايه تحليل توين بى ، در نقاطى كه شرايط زندگى سهل است ، ساكنان آن تنبل و تن‌پرور خواهند بود و فكر خويش را براى انجام تغييراتْ كمتر به‌كار مىبندند و براى تغيير وضع زندگى خود نمىكوشند ؛ زيرا همه چيز به سهولت و وفور تحت اختيار افراد جامعه است . اما در شرايطى كه زندگى بسيار سخت مىگذرد و يا دست‌كم جامعه با مشكلات موجود در آن بسيار مواجه است ، مردم براى رفع مشكلات و نيازمندى خود و حتى به‌دست آوردن احتياجات زندگى پيوسته در حال تلاش هستند « 3 » و اختراع و اكتشاف همواره در حال گسترش است . بدين ترتيب از عناصر مهم تشكيل تمدن بشرى در درجه نخست ، علم و سپس قدرت و توانايى براى اجراى علم است . همچنين تلاش و پشتكار جمعى براى فعال نمودن نيروى خلّاقى

--> ( 1 ) . بنگريد به : آرنولد توين بى ، بررسى تاريخ تمدن ، ترجمه محمدحسين آريا ، ص 49 - 47 . ( 2 ) . جهانگير معينى علمدارى ، موانع نشانه‌شناختى ، گفتگوى تمدنها ، ص 63 . ( 3 ) . آرنولد توين بى ، بررسى تاريخ تمدن ، ترجمه محمدحسين آريا ، ص 49 .