فاطمه جان احمدى

226

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

6 . داروسازى و گياه‌پزشكى داروسازى و گياه‌پزشكى يكى از علوم كمكى و مرتبط با پزشكى است . نياز جامعه اسلامى به علم پزشكى ، مسلمانان را واداشت تا به تحقيقات گسترده‌اى در زمينه داروسازى بپردازند كه نتيجه آن جمع‌آورى صدها جلد كتاب در همين زمينه بود . تعليم ادويه مركبه و شناخت مفردات طبى « 1 » به شدّت در ميان دانشمندان مسلمان رواج داشت . با ترجمه كتاب‌هاى بسيارى از سريانى ، يونانى ، قبطى و هندى ، گياه‌پزشكى اسلامى نيز تغيير كرد . تلاش مجدانه طبيبان و داروسازان مسلمان بر معلومات گذشته افزود . آنچه توانست در توسعه علم داروسازى و فارماكولوژى اسلامى مؤثر باشد ، تلفيق طبابت ايرانى ، هندى ، مصرى ، سريانى و يونانى بود . « 2 » از سوى ديگر ، گستردگى جغرافيايى جهان اسلام نيز بر تنوع انواع ادويه و گياهان دارويى افزود . مقايسه ميان داروهاى يونانى ، ايرانى و هندى اسامى جديدى را به جهان اسلام و بعدها به عالم غرب وارد نمود ، از اين رو بسيارى از اغلاط پيشينيان چون جالينوس تصحيح شد . « 3 » گياه‌شناسان اسلامى براى تكميل آثار خود گاه از نقاشان طراز اول براى به تصوير كشيدن نباتات بهره مىبردند ؛ شيوه‌اى كه بعدها پايه‌اى براى علم گياه‌پزشكى شد . در ميان سرزمين‌هاى اسلامى ، دانشمندان اسپانيايى با توجهى بيشتر به اين علم ، توانستند تحقيقات مهمى را در زمينه گياه‌شناسى و داروسازى انجام دهند و خدمات برجسته‌اى را به ويژه به اروپاى غربى ارزانى كنند . « 4 » از ميان سرآمدانى كه به علم فارماكولوژى خدمات ارزنده‌اى كرد ، فيلسوف و طبيب اندلسى ابن‌سبعين ( 1269 - 1217 م ) است . او نخستين گياه‌شناسى است كه در طبقه‌بندى گياهان و ثبت ويژگىها و امتيازات آنها تحقيقات مفصلى انجام داده است . وى به بيشتر پرسش‌هاى فردريك دوم پادشاه سيسيل در مورد گياه‌شناسى پاسخ داد و بعدها آثار او در رشد دانش داروسازى در اروپا مؤثر افتاد . يكى ديگر از دانشمندان مشهور اندلسى قرن دوازدهم ميلادى ، احمد بن محمد غافقى ( 1165 م ) است . او براى شناخت گياهان دارويى به سرتاسر اسپانيا سفر كرد و نتيجه تلاش‌هاى

--> ( 1 ) . عبدالحسين زرّين‌كوب ، كارنامه اسلام ، ص 60 . ( 2 ) . براى اطلاع بيشتر بنگريد به : جورج سارتون ، تاريخ العلم ، تعريب مجموعة من الأساتذة . ( 3 ) . ابن ابى اصيبعه ، عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ج 1 ، ص 302 . ( 4 ) . نورالدين آل‌على ، اسلام در غرب ( تاريخ اسلام در اروپاى غرب ) ، ص 326 .