فاطمه جان احمدى
171
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
حسب شرايط و احوال شخصى خود و استاد ساعاتى دلخواه را براى آموزش بر مىگزيدند . گاه در خانه استاد گرد مىآمدند و زمانى در زاويه مسجد و در بسيارى از مواقع نيز در مكان خاصى كه استاد تعيين مىكرد . در قرون بعد ، دانشگاههايى با همان امكانات پيشين - چون مسجد ، خوابگاه ، آشپزخانه ، حمام و بازار - تأسيس شد كه به آنها جامعه مىگفتند . نمونه عالى اين دانشگاهها الأزهر مصر ( قرن چهارم ) ، نظاميههاى بغداد و ايران ( قرن پنجم ) ، مستنصريههاى بغداد ( قرن هفتم ) ، منصوريه ، صاحبيه و ظاهريه مصر مملوكى ( قرن هفتم ) و نوريه شام بود . « 1 » اين شيوه نظام آموزشى مبتنى بر استاد و دانشجو ، آزادى دانشجويان در چگونگى تحصيل ، حق انتخاب استاد ، نبودن مشكل جدى در ورود به عرصه آموزش دانشگاهى و نيز عدممنافات ميان تحصيل و انجام كار و تأمين معاش ، دلبستگى ، شور و هيجان ويژهاى را در دانشجويان ايجاد كرده بود و سبب رونق علمآموزى و دانشافزايى در تمدن اسلامى مىشد . بىترديد يكى از نتايج مهم سياست ، رسيدگى به امور رفاهى دانشجويان ، ترغيب علمآموزان به كسب دانش و معرفت بود . « 2 » اخلاق دانشجويى طالبان علم و راهيان طريق معرفت هريك مىبايست صفاتى را دارا باشند تا از ديگران متمايز گردند . وظايف و اخلاق دانشجويى موضوعى درخور عنايت است ؛ تا جايى كه بسيارى از محققان به توصيف اخلاق دانشجويى پرداخته و وظايف آنان را تشريح كردهاند . اينك برخى از مهمترين اين وظايف عبارتند از : 1 . خوشاخلاق و نيكروش باشد ؛ زيرا بداخلاق از دانش سودى نمىبرد . « 3 » 2 . گذشتن از همه چيز براى رسيدن به دانش و حتى ترك ديار و رحل غربت افكندن . 3 . احترام به استاد و گوش جان سپردن به او ؛ چرا كه گفتهاند : هركس سه پدر دارد : يكى آنكه او را توليد كرده است ؛ ديگرى آنكه او را پرورانده است و سه ديگر آنكه او را آموزش داده است و اين سومى از همه بهتر است . « 4 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 199 و 200 ؛ محمد كرد على ، الخطط الشام ، ج 6 ، ص 67 و 68 . ( 2 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهام هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى ، ج 1 ، ص 210 و 211 و 213 . ( 3 ) . غزالى ، إحياء العلوم ، ج 1 ، ص 40 . ( 4 ) . شلبى ، تاريخ آموزش در اسلام از آغاز تا فروپاشى ايّوبيان در مصر ، ترجمه ساكت ، ص 247 .