فاطمه جان احمدى
120
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
ترجمه شدهاند . « 1 » 13 . توجه به نقش اصلى مساجد به عنوان نهادى آموزشى در تقويت حركت علمى بسيار مؤثر بود . داير شدن حلقههاى درس در مساجد و راهاندازى انجمنهاى مختلف علمى در آنها ، سبب شد كه حركت علمى شتابى درخور گيرد . كلاسها و نشستهاى علمى مساجد تنها به موضوعات دينى و فقهى اختصاص نداشت ، بلكه در كنار اين مباحث ، تفسير و حديث ، علم نحو ، دانش ادبى ، ستارهشناسى و حتى پزشكى آموزش داده مىشد . « 2 » 14 . افزايش تعداد مدارس علمى يا مكتبخانهها در كنار مساجد را نيز مىتوان از ديگر نتايج اين نهضت برشمرد . با افزايش روزافزون دانشپژوهان و بسيارىِ حلقههاى درس در مساجد ، عرصه بر مسلمانان براى اداى عبادت تنگ شد . از سويى ، روند رو به رشد محافل علمى ، بىشك نياز به كانونها و نهادهاى آموزشى چون مدارس را تشديد مىكرد . از اينرو ، مكتبهاى علمى در كنار مساجد تأسيس شدند و با جديت به امر تعليم و تربيت دانشجويان پرداختند . در حقيقت ، اين بنيادهاى علمى در جنبش فكرى و فرهنگى مسلمانان در عصر طلايى اسلام نقش برجستهاى داشتند . 15 . يكى ديگر از اين نتايج ، تأسيس كتابخانه ، دارالعلم و بيتالحكمه ، توسعه مراكز و مدارس علمى « 3 » و مؤسسات پژوهشى و تحقيقاتى و ايجاد رصدخانه و تجهيز آنها با بهترين امكانات و افزارهاى علمى و رفاهى بود . 16 . انتشار كاغذ تحولى شگرف در امر انتشار كتاب و نسخهبردارى به وجود آورد ؛ چه پيش از آن ، در عهد گذر از آموزش شفاهى و گفتارى به نظام نوشتارى ، ثبت دانستهها روى پوستهاى دباغىشده مرسوم بود . با فتح مصر ، كاغذهاى مصنوعى به نام « بَردى » يا « پاپيروس » تا مدتى جاى پوست را گرفت ، اما گرانى و كميابى بَردى ، بر دشوارىهاى نسخهبردارى افزود . با فتح سمرقند ، مسلمانان به كارگاههاى كاغذسازى آن ديار دست يافتند . كاغذهاى خوب و مرغوب سمرقند كه از شهرت بسزايى برخوردار بود ، « 4 » به دارالعلم
--> ( 1 ) . گوستاولوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ترجمه سيد محمد تقى فخر داعى ، ص 603 . ( 2 ) . نمونههاى مساجد آموزشى فعال را بنگريد در : سيوطى ، حسن المحاضرة فى اخبار مصر و القاهرة ، ج 2 ، ص 220 ؛ مقريزى ، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار ، ج 4 ، ص 51 به بعد . ( 3 ) . گوستاولوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ترجمه سيد محمد تقى فخر داعى ، ص 542 . ( 4 ) . حدود العالم من المشرق الى المغرب ، ص 333 ؛ ابن حوقل ، صورة الأرض ، ص 389 ؛ ابن فقيههمدانى ، مختصر البلدان ، ص 230 .