زهرا اسلامى فرد
94
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
4 . بحثها و جستجوهاى آنان درباره اسباب فتح و گرفتن خراج و جزيه و جمعآورى ماليات و كارهايى از اين دست ، مقتضى شناخت شهرها و راهها بود . 5 . عامل تجارت كه حتى پيش از اسلام در ميان اعراب جاهلى مرسوم بود ، خود مستلزم آگاهى و شناخت و حتى نقشهنگارى ( ولو بهصورت ابتدايى آن ) بوده است . « 1 » 11 . ادبيات يك . بررسى تاريخى ادبيات اسلامى از آنجاكه جامعه اسلامى از نظر زمانى و مكانى و نيز از حيث گونهگونى مليتها ، از گستردگى خاصى برخوردار است ، بررسى ادبيات اسلامى سخت دشوار بهنظر مىرسد . با اين همه ، در اينجا به دورنمايى از مجموعه عظيم ادبيات اسلامى اشاره مىكنيم . در آغاز ادبيات اسلامى را به چند دوره تقسيم نموده ، به برخى از ويژگىهاى آن مىپردازيم : 1 . از آغاز اسلام تا انقراض بنىاميه : ادبيات در اين دوره بيشتر بهصورت شعر بوده است تا نثر . عرب جاهلى پيش از ظهور اسلام ، عواطف و احساسات خود را معمولًا در قالب شعر بيان مىكرد ؛ تا بدان پايه كه تقريباً همه عربها به هنگام رزم و در مقام تفاخر ، شاعر بودند . اما در ميان آنان تنها چند تن شهرت داشتند كه از آن ميان مىتوان به سرايندگان هفت قصيدهء معروف ( معلقات سبع ) اشاره كرد . مضمون اين شاهكار ادبى بيشتر ترك يار و ديار - كه لازمه كوچنشينى اعراب بدوى بود - و نيز توصيف اسب و شمشير و تفاخر به قبيله بود . با اين وصف ، مضامين ديگرى چون ستايش از كرامت انسانى و اخلاق و فضيلت ، زندگى اجتماعى قبيله و حتى سخن از خدا و معاد نيز در آن ديده مىشود كه در معلقه چهارم آمده است . اين معلقه از آنِ لبيدبن ربيعه است . او بعد از بعثت پيامبر ( ص ) مسلمان شد و پس از آن ديگر شعر نگفت ؛ چراكه معتقد بود با وجود قرآن ، شعر گفتن خطاست . « 2 »
--> ( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 360 و 361 . ( 2 ) . ابنحجر عسقلانى ، الاصابهء فى تمييز الصحابه ، ج 3 ، ص 307 ؛ به نقل از : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 242 و 243 .