زهرا اسلامى فرد
65
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
هرچند برخى از انديشههايى كه در كتابهاى مربوط به مكانيك آمده ، در ايران و خاوردور ريشه دارد ، درعينحال مىتوان مهندسى اسلامى را دنباله سنت خاورميانه و مديترانه دانست . مصريان ، روميان و يونانيان در مكانيك پيشرفتهاى بسيارى كرده بودند . چنان كه گفتيم ، در عصر نهضت ترجمه بسيارى از آثار يونانى و گاه سريانى به عربى ترجمه شد كه از آن جمله كتاب پنوماتيك نوشته فيلون بيزانسى ( بوزنطى ) ، كتاب مكانيك نگاشته هرون اسكندرانى و رسالهاى از ارشميدس درباره ساعتهاى آبى است . « 1 » نخستين مهندسان اسلامى سه برادر به نامهاى احمد ، محمد و حسن ، فرزندان موسىبن شاكر ( معروف به بنوموسى ) بودند كه بهعنوان شخصيتهاى درخشان فيزيك و مكانيك شناخته شدهاند . اين سه ، اولين رساله درباره مكانيك را به سال 860 ميلادى نگاشتند و آن را كتاب الحيل نام نهادند . اين اثر شامل اصول فنى و ساختمانهاى مكانيكى است . « 2 » در اين كتاب ، يكصد دستگاه شرح داده شده كه بيشتر آنها بهصورت خودكار و با استفاده از خواص مكانيكى سيالات كار مىكنند . اين وسايل شامل انواع فوارههاى خودكار ، ساعتهاى آبى ، انواع بالابرهاى آب و چرخهاى چاه ، آفتابههاى خودكار و وسايلى از اين دستاند . نكته جالب درمورد پژوهشهاى اين سه برادر آن است كه آنها پانصد سال قبل از اروپا و براى نخستين بار ، ميللنگ را در حوزه دانشهاى فنى بهكار بردند . « 3 » يكى ديگر از مهندسان مشهور اسلامى جَزَرى است كه در نيمه دوم سده ششم مىزيسته است . اثر مشهور او در مكانيك ، كتاب فى معرفه الحيل الهندسيه يا الجامع بين العلم و العمل النافع فى صناعه الحيل نام دارد . اين اثر بهترين نوشتار درباره ابزارهاى مكانيكى و هيدروليكى در سدههاى ميانه است . « 4 » از ديگر مهندسان مسلمان مىتوان از ابوالفتح عبدالرحمان خازنى نام برد كه در دستگاه سلجوقيان به امور علمى مىپرداخت . معروفترين اثر وى ميزان الحكمه است . مكانيك آبگونهها ( هيدروليك ) ، ايستابشناسى ( هيدرو استاتيك ) و بهويژه ديدگاههاى او درباره گرانيگاه ، تعادل اجسام ، وزن مخصوص ، چگالىسنجى ، بالابرها ، ترازوها ، زمانسنجها و فنون ساختن و بهكار بستن ابزارهايى در اين زمينه ، جملگى نشاندهنده تبحر او در حوزه دانش مكانيك است .
--> ( 1 ) . دونالد زهيل ، مهندسى مكانيك در ميان مسلمانان ، ترجمه معصومىهمدانى ، س 3 ، ش 4 ، ص 4 و 5 ؛ به نقل از : علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 42 . ( 2 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 193 . ( 3 ) . غلامعلى حدادعادل ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 4 ، ذيل « بنو موسى » . ( 4 ) . اسماعيلبن رزاز جزرى ، الجامع بين العلم و العمل ، ص 43 - 41 .