زهرا اسلامى فرد

63

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

نوشت و درباره اسطرلاب كروى ، بزرگ‌ترين اثر همه زمان‌ها را به زبان عربى تأليف كرد . معاصر وى ثابت‌بن حره نيز كه نقش مهمى در علم نجوم داشت ، شهرتش بيشتر به طرح نظريه حركت نوسانى اعتدالين است . وى فلك تازه‌اى بر هشت فلك نجوم بطلميوسى افزود كه اين فرض را بيشتر منجمان پس از وى پذيرفتند . « 1 » رصدهاى نجومى در قرن چهارم از سوى كسانى چون ابوسهل كوفى و عبدالرحمان صوفى ادامه يافت . كتاب صدرالكواكب صوفى آن‌چنان شهرت دارد كه جورج سارتن - برجسته‌ترين مورخ تاريخ علم اسلامى - آن را در كنار زيج الغ‌بيگ و زيج ابن‌يونس ، سه شاهكار رصدهاى اسلامى دانسته است . سرانجام نيز بايد از كيميادان و منجم اندلسى ، ابوالقاسم المجريطى نام بريم كه رساله‌اى در اسطرلاب و تفسيرهايى بر جداول فلكى محمدبن موسى خوارزمى و كتاب تسطيح كره بطلميوس نگاشته است . در قرن پنجم كه اوج فعاليت در علوم اسلامى است ، با چندين ستاره‌شناس برجسته ديگر نيز روبه‌روييم ؛ ازجمله بيرونى كه محاسبه طول و عرض‌هاى جغرافيايى و اندازه‌گيرىهاى ارضى و چندين محاسبه مهم نجومى ، وى را در ميان برجستگان اين علم قرار داده است . ابن‌يونس ، منجم دربار فاطميان در قاهره تأليفى به نام زيج حاكمى دارد كه در آن بسيارى از مقادير ثابت ، از نو اندازه‌گيرى شده بود . اين زيج يكى از كامل‌ترين جداول فلكى تأليف شده در اسلام است . او نخستين كسى است كه درباره هم‌زمانى نوسان‌هاى آونگ ، بحث نمود كه همين امر سرانجام به استفاده از آونگ در ساختن ساعت‌هاى مكانيكى انجاميد . « 2 » زرقالى نخستين منجم رصدگر مسلمان اسپانيايى است . وى اسطرلاب جديدى به نام صفيحه اختراع كرد كه بسيار رواج يافت . او همچنين دليل حركت نقطه اوج خورشيد را نسبت به ثوابت بيان داشت . زرقالى زيج طليطلى را تأليف نمود كه بسيار مورد استفاده مترجمان لاتينى و مسلمان در قرون اخير بوده است . پس از زرقالى ، نجوم در اندلس رنگ‌وبوى

--> ( 1 ) . سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 172 و 173 . ( 2 ) . همان ، ص 174 .