زهرا اسلامى فرد
62
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
دوم تا دوازدهم هجرى نوشته شد ، به بيش از 220 عنوان مىرسد . « 1 » اين ستارهشناسان كوشيدند در هر يك از اين زيجها به مشخصات نجومى دقيقترى پىبرند . آنان در نتيجه اين تلاشها به دادههاى نجومى دقيقترى دست يافتند كه يكى از مهمترين آنها تعيين طول سال شمسى بود . رصدهاى فراوان ستارهشناسان مسلمان براى يافتن طول سال شمسى سبب شد روشهاى متعددى نيز براى اعمال كبيسه در انواع گاهشمارهاى طرح شده در جهان اسلام طراحى گردد . همچنين انجام رصدهاى پياپى براى تهيه زيجها موجب شد منجمان اسلامى به مفهوم نجومى « تقويم اعتدالين » « 2 » دست يابند . ستارهشناسان مسلمان بهتدريج مختصات دايرةالبروجى ستارگان در زمان رصد رابا دادههاى بطلميوس در همين زمينه ( در كتاب المجسطى ) متفاوت يافتند كه تقريباً همهآنها مقدار اختلاف تقويم اعتدالين را در زيجهاى خود ذكر كردهاند . جابربن عبدالله بتّانى ، يكى از منجمان بزرگ در قرن سوم هجرى مقدار تقويم اعتدالين را 2 / 50 ثانيه قوسىبهدست آورد . « 3 » اثر نجومى بتّانى ، الزيج نام دارد . اين كتاب به لاتين برگردان شده و تا زمان رنسانس يكى از كتب اساسى نجوم در مغربزمين بوده است . الزيج به زبان ايتاليايى نيز ترجمه گرديده و در دورههاى اخير بيش از آثار ديگر ستارهشناسان مسلمان مورد توجه قرار گرفته است . در قرن سوم هجرى افزون بر بتّانى ، بزرگانى ديگر نيز در اين علم دست داشتند ؛ ازجمله خوارزمى كه بهجز تأليفات برجسته رياضى ، جداول نجومى ارزشمندى از خود برجاى نهاد و ديگرى نيز ابومعشر كه بيش از همه ، از آثار او در نوشتههاى اروپاييان نقل شده است . كتاب المدخل الى احكام النجوم او به لاتين ترجمه شده و چندينبار به چاپ رسيده است . در همين عصر ، الفرغانى ستارهشناسى ديگر است كه كتاب فى الحركات السماويه و جوامع علم النجوم از آثار اوست . نيريزى نيز منجم ديگرى است كه شرحى بر المجسطى
--> ( 1 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 40 . ( 2 ) . يعنى افزايش طول دايرهءالبروجى ستارگان بر اثر حركت گردنايى زمين در طول ساليان به اندازه 50 ثانيه قوسى در هر سال . ( 3 ) . كرلو آلفونسو نالينو ، تاريخ نجوم اسلامى ، ص 202 - 200 ؛ به نقل از علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 40 .