زهرا اسلامى فرد

214

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

ازمعادنشان را از آنها مىگرفت ؛ آن‌گونه كه در كشورهاى نفت‌خيز خاورميانه ، آفريقا و هند چنين‌كرد . « 1 » 6 . شرق‌شناسى : شرق‌شناسى پديده‌اى به‌ظاهر علمى ، ولى سياسى و يا سياسى - فرهنگى است كه در چند سدهء اخير به‌دست اروپاييان مسيحى و يهودى شكل گرفته و به‌تدريج گسترش يافته است . به‌طور كلى اين پديده ، خصوصيات سياسى ، فرهنگى ، اجتماعى ، اقتصادى و تاريخى مسلمانان را - كه عمدتاً در مشرق‌زمين زندگى مىكنند - مورد مطالعه و تحقيق قرار مىدهد . « 2 » حال بدين نكته خواهيم پرداخت كه شرق‌شناسى چگونه بر انحطاط مسلمانان تأثير نهاده است . الف ) پيشينه شرق‌شناسى اين پديده به مفهوم ساده خود ، گذشته‌اى بس دراز دارد . نخستين برخورد و آشنايى جدى مسلمانان با مغرب‌زمين به زمانى بازمىگردد كه آنان بخش‌هاى شرقى و جنوب شرقى اروپا را گشودند و بدين‌رو خلافت اروپايى مسلمين در سرزمين‌هاى پهناور اندلس شكل گرفت . اندلس داراى مدارس و مراكز آموزشى و علمى پيشرفته‌اى بود كه برخى از روحانيون و كشيش‌هاى مسيحى نيز با فراگرفتن زبان عربى ، كم‌وبيش خود را با آن مراكز مرتبط كرده ، آثار فلسفى ، پزشكى ، رياضى و علوم اسلامى را از عربى به زبان لاتين ترجمه نمودند . نخستين مترجم شرق‌شناس ، يك روحانى مسيحى به نام پطروس آلفونسى است . وى افزون بر ترجمه آثار شرقى به زبان لاتين ، در راه نشر علوم اسلامى در اروپا نيز كوشا بود ؛ چنان كه از او اولين شرح زندگى پيامبر ( ص ) و گفتارى درباره دين اسلام بر جاى مانده است . « 3 » ريمون ، اسقف شهر طليطله ( تولدو ) نيز يكى از پيشگامان شرق‌شناسى در اواسط سده دوازدهم ميلادى است كه از مترجمان علوم اسلامى و عربى نيز به‌شمار مىرود . « 4 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 448 . ( 2 ) . ابوالفضل شكورى ، جريان‌شناسى تاريخ‌نگارىها در ايران معاصر ، ص 274 . ( 3 ) . بنگريد به : حسين عبداللهى خوروش ، فرهنگ اسلام‌شناسان خارجى ، ج 2 ، ص 39 - 7 . ( 4 ) . ابوالقاسم سحاب ، فرهنگ خاورشناسان ، ص 7 و 8 .