زهرا اسلامى فرد
20
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
هويت فرهنگى است كه آدمى آن را داراست . تمدن ، هم با توجه به عناصر عينى مشترك ( همچون زبان ، فرهنگ ، تاريخ ، مذهب ، سنتها و نهادها ) و هم با در نظر گرفتن وابستگىها و قرابتهاى ذهنى و درونى انسانها تعريف مىشود . تمدنها پديدههايى پويا هستند ؛ آنگونه كه ظهور و افول مىكنند ، انشعاب مىيابند و درهم ادغام مىشوند . « 1 » هانتينگتون هفت تمدن را بدينسان برمىشمرد : تمدن غربى ، تمدن كنفوسيوسى ، تمدن ژاپنى ، تمدن اسلامى ، تمدن هند ، تمدن اسلاوى - ارتدكس ، تمدن آمريكاى لاتين و احتمالًا تمدن آفريقايى . او مىگويد : وجوه اختلاف ميان تمدنها نهتنها واقعى ، بلكه اساسى است و تمدنها را تاريخ ، زبان ، فرهنگ ، سنت و بهويژه مذهب از يكديگر متمايز مىكند و اينها يكى از دلايل برخورد تمدنها در آيندهاند . « 2 » عوامل پيدايى تمدن درخصوص عوامل پيدايش تمدن ديدگاههاى گوناگونى مطرح شده كه طرح و بررسى همهآنها امكانپذير نيست ، اما بايد دانست از اين ميان ، برخى « عامل » پيدايش تمدن بودهاند وپارهاى نيز « شرط » و « زمينه » پيدايش آن . از اينرو نبايد پنداشت كه شرايط ، تمدنساز هستند ، بلكه همواره عوامل سبب پيدايى تمدناند . حال به مهمترين عوامل پيدايى تمدنمىپردازيم . 1 . عامل انسانى با نگاهى كوتاه به تاريخ حيات بشرى ، با دستاوردهاى مختلف مادى و معنوى روبهرو مىگرديم كه حكايتگر تمدناند ، ولى پرسش اساسى اين است كه چه عواملى اين اندوختههاى چشمگير را پديد آورده است ؟ آيا طبيعت خودبهخود به آن رسيده ، يا عامل ديگرى دخيل بوده كه با بهرهگيرى از شرايط ، اين مجموعه را شكل داده است ؟ به نظر
--> ( 1 ) . ساموئل هانتينگتون ، نظريه برخورد تمدنها : هانتينگتون و منتقدانش ، ص 48 . ( 2 ) . همان ، ص 48 و 49 .