زهرا اسلامى فرد

21

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

مىرسد در اينجا فطرت ، غريزه‌ها و عقل حيرت‌انگيز انسان نقشى محورى داشته باشد . به‌بيانى ديگر ، آدمى هم در بُعد فردى و هم در ساحت اجتماعى ، در بروز و اعتلاى تمدن تأثيرى درخور دارد . درحقيقت انسان پس از ارتباط با محيط بيرونى و كسب تجارب و اكتساب‌هاى گوناگون اوليه ، در پرتو استعدادهاى فطرى در مسائل مختلف دست به آفرينش مىزند و به اين ترتيب با عرضه دستاوردهاى گوناگون ، « تمدن‌ساز » مىشود . « 1 » 2 . فرهنگ جوهره اصلى تمدن ، فرهنگ است . به بيانى ديگر ، تمدن مظهر مادى و معنوى فرهنگ به‌شمار مىرود . از اين‌رو ، فرهنگ در پيدايش ، جهت‌دهى و گسترش اندوخته‌هاى مادى و معنوى بشر تأثيرى شگرف دارد . 3 . دين هدايت الاهى و تعاليم انبيا بىشك استعدادهاى درونى و فطرى انسان‌ها ( عامل انسانى ) و ازسويى ، نظام شناخت‌ها و باورها ، ارزش‌ها ، گرايش‌ها ، رفتارها و كردارها ( عامل فرهنگى ) را هدايت و شكوفا مىكند و به تكامل مىرساند . دين ، مجموعه حقايق هماهنگ از نظام اعتقادى ، ارزشى و عبادى است كه انبيا آن را براى هدايت و تعالى انسان در دو ساحت فردى و اجتماعى ، در قالب وحى مىآورند . « 2 » بر اين اساس ، دين با ظهور خويش دگرگونى ثمربخشى در انديشه و روح انسان پديد مىآورد و طرز تفكر

--> ( 1 ) . امام على * در نهج‌البلاغه درخصوص عامل انسانى ويژگىهايى را برشمرده كه توجه به آنها در تمدن‌سازى و اعتلاى آن حايز اهميت است : پايبندى شديد به خصلت‌هاى نيكو ، پايبندى به اعمال و امور پسنديده ، گرايش به آرمان‌هاى بزرگ ، تكاپو در مخاطرات بزرگ و تلاش براى حل مشكلات ، التزام به وفاى به عهد ، نيكوكارى ، اعراض از كبر ، نيت‌هاى پاك ، سلامت روحى افراد جامعه ، جريان يافتن امور زندگى بر مبناى حق ، قرارگرفتن در شعاع انگيزه‌هاى فضيلت ، خويشتن‌دارى از ظلم ، انصاف براى همه خلق ، حلم و فروبردن غضب ، التزام به انس و محبت ، استفاده از نيروهاى خود براى زدودن مزاحمت‌هاى مادى و غيرمادى ، كوشش به هنگام آزمايش‌ها و گرفتارىها ، وحدت در آرمان‌ها ، اعتدال دل‌ها و بصيرت‌هاى نافذ . ( بنگريد به : محمدتقى جعفرى ، ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه ، ج 16 ، ص 244 - 90 . ) ( 2 ) . براى آشنايى بيشتر تعريف‌هاى دين و نقد آن بنگريد به : همو ، فلسفه دين ، بخش نخست .