زهرا اسلامى فرد
162
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
اول كسى كه در ميان مسلمانان موسيقى آموخت ، سعيدبن مسجع بود كه در مكه مىزيست . هنگامى كه امويان در زمان عبداللهبن زبير مكه را محاصره كرده بودند ، عبدالله دستهاى از معماران ايرانى را براى ترميم بناى كعبه گمارد و آنها ضمن كار به عادت معمول آوازهايى را زمزمه مىكردند . سعيدبن مسجع كه با آنها همكارى مىكرد ، از شنيدن آوازهاى آنها به نشاط آمد و تصنيفهاى ايرانى را از آنان فراگرفت . وى سپس به شام و ايران رفت و آهنگهاى رومى و ايرانى را آموخت و به عربستان بازگشت و آهنگهايى مطابق با ذوق عربها تنظيم نمود . بدينترتيب ، بين مسلمانان موسيقى رواج يافت و پس از آن نيز در اواخر دوره اموى و سپس در دوره عباسيان شايعتر شد . « 1 » مسلمانان در ضمن ترجمه علوم بيگانه ، كتابهاى موسيقى يونانى و هندى را نيز ترجمه كرده ، سپس آنها را بر پايه ذوق خويش تكميل نمودند . آنان از آهنگهاى ايرانى ، يونانى ، هندى و عربى آهنگ تازهاى پديد آوردند و علم موسيقى را تدوين كردند . از قديمىترين كسانى كه در باب موسيقى نظرى سخن گفت ، يونس كاتب ( 148 ق ) است كه كتاب النَّغم را نگاشت . پس از او نيز خليلبن احمد ( 174 ق ) كتاب الايقاع را نوشت . وى كه واضع علم عروض است ، اشعار عرب را پس از استخراج ، در شانزده بحر يافت . « 2 » كندى ( 261 ق ) از نخستين مؤلفان در علم موسيقى است كه الرسالة الكبرى فى التأليف ، رسالة فى ترتيب النغم و المُدخِلِ الى الموسيقى از آثار اوست . به نظر كندى ، موسيقى در شفادادن بيمارىها تأثيرى عميق دارد . « 3 » پس از كندى ، فارابى ( 339 ق ) بزرگترين كتاب موسيقى را در تاريخ تمدن اسلامى پديد آورده است . از اين كتاب برمىآيد كه او نوازنده ماهرى نيز بوده و به اصول و فروع موسيقىتسلط كامل داشته است .
--> ( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 621 و 622 . ( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 325 . ( 3 ) . H . G . Farmer , Historical facts for the Arabian Musical Influence , p . 103 104 .