زهرا اسلامى فرد

163

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

اثر او الموسيقى الكبير خوانده مىشود كه در جهان اسلام بىنظير است . گفتنى است فارابى درباره دو پرده معروف موسيقى ، « وسطاى زلزل » و « وسطاى فرس » مطالعاتى دقيق كرده و فواصل آنها را به دست آورده است . « 1 » ابوعلىسينا نيز در موسيقى صاحب آثارى است . او در كتاب شفاى خود بابى را تحت عنوان « فن » ، به موسيقى اختصاص داده است . ابن‌سينا نخستين كسى است كه از وى درباره موسيقى به زبان فارسى كتابى باقى مانده است . كتاب او النجاه نام دارد كه شاگرد وى ابوعبيد جوزجانى به ترجمه‌اش پرداخت و آن را دانشنامه علايى ناميد . « 2 » از ديگر موسيقىدانان مشهور قرون بعدى مىتوان بدين افراد اشاره كرد : صفىالدين ارموى ( حدود 619 ق ) صاحب كتاب الادوار و رسالة الشَّرَفيه ، قطب‌الدين شيرازى ( 710 ق ) صاحب دره التاج ، جرجانى ( 816 ق ) ، عبدالقادر مراغى ( 839 ق ) كه صاحب چندين اثر در موسيقى است و نيز لاهيجى ( سده نهم هجرى ) كه در موسيقى تأليفات گوناگونى دارد . « 3 » اخوان الصفا ( سده چهارم هجرى ) در رسائل خويش در علم اصوات و علم موسيقى مطالبى را به‌اختصار آورده‌اند . براى مثال ، آنان گفته‌اند : « امت‌هاى گوناگون لحن‌ها و نغمه‌هاى مختلف دارند و براى هر امتى لحنى كه با آن انس دارد ، لذت‌بخش‌تر است . » اخوان‌الصفا همچنين از اصطلاحات موسيقى فارسى و نام سازهاى ايرانى بسيار ياد كرده‌اند . « 4 » بىشك موسيقى ايران بر موسيقى ترك و شبه‌قاره و كشورهاى عربى و حتى خاور دور ، تأثيرى بليغ داشته ؛ چنان كه از اصطلاحات موسيقى فارسى - كه به زبان و فرهنگ آن بلاد راه يافته - به‌وضوح آشكار است . « 5 » در دوره اسلامى علايق خلفا و درباريان به سمت موسيقى غنايى جهت گرفت . اغلب

--> ( 1 ) . هنرى جورج فارمر ، تاريخ موسيقى خاورزمين ، ص 368 . ( 2 ) . دايرهءالمعارف بزرگ اسلامى ، ذيل « ابن‌سينا ، موسيقى » . ( 3 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن اسلام ( بررسىهايى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى ) ، ص 328 و 329 . ( 4 ) . همان ، ص 327 . ( 5 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 114 و 115 .