زهرا اسلامى فرد

136

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

نگاهدارى ديوان گشت . در ابتدا نويسندگان تنها در دفترهاى مالى و لشكرى كار مىكردند . تا پايان دوره خلفاى راشدين ، شمار كاتبان يك يا دو نفر بيش نبود ، اما در دوران اموى ، ديوان انشا وكتابت پيشرفته‌تر شد و به شعباتى تقسيم گرديد . مهم‌ترين نويسنده دفترى ، نامه‌هاى خليفه را مىنوشت كه گاه او را رازدار ( كاتب‌السر ) مىناميدند . در اوايل ، اين شغل به محرم‌ترين افراد نسبت به خليفه واگذار مىشد ، اما در زمان عباسيان آن را برعهده وزرا نهادند . البته وزراى عباسى نامه نمىنوشتند ، بلكه آن را امضا مىكردند . « 1 » درهرحال ، اصلىترين وظيفه اين ديوان ، تنظيم و ارسال نامه‌هاى دولتى به‌ويژه فرمان‌هاى خليفه مسلمين به سرتاسر قلمرو عالم اسلام بود . 2 . ديوان خراج يا استيفا : نخستين ديوانى كه در اسلام تشكيل شد ، « ديوان خراج » يا « استيفا » بود كه سرپرستى بخش بزرگى از امور مالى سرزمين‌هاى اسلامى را عهده‌دار بود . در اين ديوان فهرستى وجود داشت كه اموال و دارايىهاى ممالك اسلامى در آن ثبت‌مىشد . جمع‌آورى خراج از اين سرزمين‌ها و فرستادن آنها به مركز خلافت ، چگونگى تقسيم آن بين مسلمانان و همچنين رتبه‌بندى مسلمين براى تعيين خراج دريافتى ، ازجمله مسئوليت‌هاى اين ديوان بود . به‌تدريج با توجه به گسترش سرزمين‌هاى اسلامى و آشنايى مسلمانان با روش‌هاى اقتصادى ديگر ، وظايف ديوان خراج نيز بسط يافت و درعين‌حال پيچيده‌تر شد ؛ آن‌گونه كه در دوره‌اى ، محاسبه عايدات عمومى كشور ، تنظيم و برآورد هزينه‌ها و نظارت بر خرج آنها ، صورت‌بردارى از دارايى افراد سرشناس به‌ويژه سلاطين و حاكمان و نيزفرستادن افرادى به نقاط مختلف كشور براى جمع‌آورى ماليات ، از وظايف اين ديوان به‌شمارمىآمد . ديوان خراج در حيطه‌اى وسيع ، از ايران تا اسپانيا داير بود . سرپرست ديوان استيفا نيز مستوفى ، مستوفى خاصه يا مستوفىالممالك نام داشت . در ايران تا سده دوازدهم هجرى ، يعنى تا پيش از آشناشدن ايرانيان با مبانى تمدن غرب و دگرگونى ساختار ادارى كشور ، ديوان استيفا وجود داشت و فعاليت مىكرد . « 2 »

--> ( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 195 و 196 . ( 2 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 96 .