زهرا اسلامى فرد
119
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
ابنقبّه رازى در قرن سوم و ابوعلىبن مسكويه ، حكيم و طبيب معروف اسلامى و صاحب كتاب طهارة الاعراق نيز از متكلمان شيعه در اوايل قرن پنجم است . خواجه نصيرالدين طوسى فيلسوف و رياضىدان معروف و صاحب كتاب تجريد الاعتقاد و علامه حلّى فقيه شهير و شارح آن ، از متكلمان معروف قرن هفتماند . خواجه نصيرالدين طوسى كه خود حكيم و فيلسوفى تواناست ، با تأليف كتاب تجريدالاعتقاد متقنترين متن كلامى را آفريد ؛ آنگونه كه همه متكلمانِ پس از وى - اعم از شيعه و سنى - به اين متن توجه داشتهاند . خواجه نصيرالدين تا حد زيادى كلام را از سبك حكمت جدلى به حكمت برهانى نزديك نمود ، ولى در دورههاى بعد كلام تقريباً سبك جدلى خود را بهكلى از دست داد و همه ، حكمت برهانى را پى گرفتند . بدينسان ، « كلام » استقلال خود را در مقابل « فلسفه » ازكفداد . علامه حلى از متكلمان سده هفتم تنها عالم اسلامى است كه طى قرون گذشته به لقب « آيتالله » مفتخر گرديده است . شمار تأليفات او متجاوز از چهارصد رساله است . وى بحث سياست را نيز در آثار كلامى خود مطرح كرده ، قائل به همزادبودن سياست و ديانت بوده است . مهمترين كتاب كلامى علامه ، الباب الحادى عشر نام دارد كه در آن به موضوعات مختلف كلامى شيعه پرداخته است ؛ ازجمله نبوت ، وجوب پيامبر ( ص ) ، افضليت پيامبر ، دوربودن پيامبر از نقص ، امامت ، معصومبودن امام و امامت حضرت على ( ع ) . « 1 » فلاسفه شيعى پس از خواجه ، مسائل كلامى را در فلسفه مطرح كردند و با شيوهاى فلسفى به بررسى آنها پرداختند . براى مثال ، صدرالمتألهين يا حاجى سبزوارى اگرچه در زمره متكلمان بهشمار نيامدهاند ، بيشتر از هر متكلمى تأثير كلامى داشتهاند . بهواقع اگر به متون اصلى اسلام - يعنى قرآن ، نهجالبلاغه ، روايات و ادعيه مأثوره از اهلبيت - بازگرديم ، اين سبك را نسبت به سبك پيشين ، به زبان و منطق اصلى آن بزرگواران نزديكتر مىيابيم . « 2 »
--> ( 1 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 82 و 83 . ( 2 ) . مرتضى مطهرى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ص 64 به بعد .