زهرا اسلامى فرد

117

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

عصر كنونى كه اوج كمال علم اصول نيز تلقى مىشود ، با ظهور شيخ مرتضى انصارى ( 1281 ق ) آغاز شد و پس از او با تلاش شاگردانش ادامه يافت . پيشرفت اصول در اين عصر با هيچ‌يك از اعصار گذشته قابل سنجش نيست و درواقع تحقيقات اصولى از حيث چند و چون ، رشد بسيار يافته است . شيخ انصارى دو كتاب معروف دارد كه يكى فرائدالاصول درباره علم اصول و ديگرى مكاسب در علم فقه است كه هر دو نيز از كتب درسى حوزه‌هاى علوم دينى به‌شمار مىروند . « 1 » 5 . كلام و عقايد علم كلام درباره عقايد اسلامى - يعنى آنچه از نظر اسلام بايد بدان اعتقاد داشت - بحث مىكند ؛ بدين‌معنا كه درباره آنها توضيح مىدهد و به استدلال مىپردازد و از آنها نيز دفاع مىنمايد . از سويى اين علم درخصوص صفات ذات بارىتعالى نيز به بحث مىنشيند ، از اين‌رو بدان ، « علم اصول دين » يا « علم توحيد و صفات » نيز گفته مىشود . درباره آغاز علم كلام و اينكه از چه هنگام به‌وجود آمد ، نمىتوان دقيقاً اظهارنظر كرد ، اما بىگمان در نيمه دوم قرن اول هجرى پاره‌اى از مسائل كلامى - از قبيل جبر و اختيار و عدل - در ميان مسلمين مطرح بوده و گفته مىشود نخستين حوزه رسمى اين مباحث ، حوزه درس حسن بصرى ( 110 ق ) بوده است . اما در حقيقت ، بحث استدلالى درباره اصول اسلامى از خود قرآن‌كريم آغاز شده و در سخنان پيامبراكرم ( ص ) و نيز در خطبه‌هاى امام‌على ( ع ) نيز دنبال و تفسير گرديده ، گرچه اسلوب اين مباحث با سياق متكلمان اسلامى متفاوت است . « 2 » مورخان اهل‌سنت اعتراف دارند كه عقل شيعى از قديم ، عقلى فلسفى ( استدلالى و تعقلى ) بوده است . انديشه شيعى ، هم با تفكر حنبلى ( منكر به‌كاربردن استدلال در عقايد مذهبى ) ، هم با نگره اشعرى ( قائل نبودن به اصالت عقل ) و هم با ديدگاه معتزلى - با همه عقل‌گرايى آن - مخالف است . « 3 »

--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ص 21 و 22 . ( 2 ) . بنگريد به : همو ، مجموعه آثار ، ج 3 ، ص 59 - 57 . ( 3 ) . چراكه تفكر معتزلى ، جدلى است نه برهانى .