زهرا اسلامى فرد
104
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
كتابهاى تفسيرى در آغاز بيشتر با حديث توأم بود ، ولى بعدها علوم ادبى و بحثهاى عقلى و استنباطهاى فردى نيز وارد علم تفسير شد ؛ بهويژه در عصر تابعين كه عصر پايهگذارى تفسير بهمعناى مصطلح آن است ، مفسرانى در زمينه تأويل آيات و بيان شأن نزول آن به عرصه آمدند كه سعيدبن جبير ، مجاهد ، عكرمه ، حسن بصرى ، عطاء ، ضحاك ، سدى و قتاده از آن جملهاند . بهتدريج كتابهاى تفسيرى مفصلترى به نگارش درآمد و تفسير با توجه به جامعيت قرآن ، گستردگى خاصى يافت و هر مفسر از نظرگاه خويش و همسو با تجربه علمى خود به تفسير پرداخت . البته كسانى هم كوشيدهاند تفسير جامعى بنويسند ، ولى اينكه تا چه حد موفق بودهاند ، درخور تأمل است . بدينترتيب ، در تفسيرنويسى شيوهها و روشهاى مختلفى بهوجود آمد كه بهبرخى از مهمترين آنها اشارت مىكنيم : « 1 » 1 . تفسير به حديث يا تفسير به مأثور : اين شيوه تفسيرى پس از رحلت پيامبراكرم ( ص ) از همان روزهاى نخست بهوجود آمد و در طى قرون نيز ادامه يافت . طرفداران اين روش ، آيات قرآنى را فقط با احاديثى تفسير مىكردند كه از پيامبر و صحابه ( تفاسير اهلسنت ) و از پيامبر و ائمه معصومين ( عليهم السلام ) ( تفاسير شيعه ) رسيده بود . آنان اظهارنظرها و استنباطهاى فردى را تفسير بهرأى مىدانستند كه در احاديث نيز از آن نهى شده است . برخى از اين تفاسير را برمىشمريم : يك . جامع البيان فى تفسير القرآن ، نوشته محمدبن جرير طبرى ( 310 ق ) كه در سى جلد بزرگ تأليف شده و در محافل علمى اهميتى درخور دارد . دو . تفسير الكشف و البيان ، نگاشته احمدبن ابراهيم ثعلبى ( 427 ق ) كه در آن بسيارى از اسرائيليات را وارد نموده است . سه . تفسير الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور ، تأليف جلالالدين سيوطى ( 911 ق ) . وى در مقدمه اين كتاب مىنويسد : چون ترجمانالقرآن را - كه تفسيرى بود مستند به احاديث پيامبر - نوشتم ، دانستم كه مفصل است و همت مردم از خواندن آن قاصر . از اينرو ، آن را خلاصه كردم و الدر المنثور فى التفسير بالمأثور نام نهادم .
--> ( 1 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 209 .