زهرا اسلامى فرد

101

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

4 . لغت‌نويسى : كار جمع‌آورى لغات و تدوين آن از همان قرن‌هاى نخستين ظهور اسلام آغاز شد و برخى نيز براى پاسدارى از لغات قرآن و حديث و به‌منظور سهولت يادگيرى زبان عربى براى غيرعرب ، اين مهم را به انجام رساندند . مصادر مهم براى گردآورى واژگان از اين قرار است : 1 . قرآن و حديث ؛ 2 . اشعار شاعران قديم جاهلى و اسلامى ؛ 3 . استماع از عرب‌هاى باديه‌نشينى كه با ملت‌هاى ديگر آميزش كمترى داشتند . در ميان عرب‌ها ، گويش حجاز و قريش بيشتر مورد توجه محققان قرار گرفت ؛ چراكه آن را فصيح‌تر از ساير لهجه‌ها مىدانستند . « 1 » اول كسى كه به تدريس كتاب لغت پرداخت ، خليل‌بن احمد است كه با ابتكارى خاص لغات عربى را به‌ترتيب حروف در فرهنگ مفصلى به نام العين تدوين نمود . پس از وى ، جوهرى فارابى صحاح‌اللغه را تأليف كرد و ابن‌وريد بصرى جمهرة لغة العرب را نوشت و فيروزآبادى القاموس المحيط را نگاشت و احمدبن فارس ، زبيدى و ابن‌منظور نيز به ترتيب مقائيس اللغه ، تاج‌العروس و لسان‌العرب را نوشتند . در كنار اين لغت‌نامه‌هاى عمومى ، لغت‌نامه‌هاى تخصصى نيز نوشته مىشد . البته برخى تنها لغت‌هاى قرآن و حديث را موضوع كار خود قرار دادند ؛ مانند الفائق زمخشرى ، غريب القرآن ابن‌قتيبه ، المفردات راغب اصفهانى و مجمع البحرين طريحى . گروهى نيز در شرح اصطلاحات علوم به تأليف پرداختند ، مانند محيىالدين نووى صاحب تهذيب الاسماء و اللغات و برخى نيز در فقه اللغه و اشتقاق آثارى نگاشتند ، همچون ابن سيده مؤلف كتاب المخصص . كتاب‌هايى نيز در ترجمه لغات عربى به زبان‌هاى ديگر به‌ويژه فارسى نوشته شد كه از آن ميان مىتوان به دستور اللغه تأليف بديع‌الزمان نطنزى و تاج المصادر ابوجعفر بيهقى اشاره نمود . البته بعدها كتاب‌هاى لغت بسيارى به عربى و فارسى و زبان‌هاى ديگر نگاشته شد . « 2 »

--> ( 1 ) . صبحى صالح ، دراسات فى فقه اللغهء ، ص 111 ؛ به نقل از : يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 254 . ( 2 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 254 و 255 .