زهرا اسلامى فرد
102
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
ادبيات اسلامى از حيث مواد ، زبان ، زمان و مكان ، تنوع كمنظيرى عرضه مىدارد ، اگرچه مهمترين شاهكارهاى آن به زبان عربى و فارسى است . البته نويسندگان اسلامى به زبانهاى ديگرى چون تركى بربرى ، سواحلى ، سومالى ، آلبانى ، ازبكى ، كردى ، بلوچى ، پشتو ، سندى ، گجراتى و بنگالى نيز آثارى درخور دارند . به هر روى ، ميراث بيش از هزار سال شعر و نثر اسلامى ، بىشك بازتابى از فروغ قرآن است . « 1 » ب ) علوم اسلامى منظور از علوم اسلامى آن دسته از علومى است كه براى فهم معارف اسلامى و آشنايى با احكام ، قوانين ، عقايد و اصول دينى مورد نياز است ، از اينرو مسلمانان خود اين علوم را پىريزى كرده و پيش بردهاند . تفسير قرآن ، حديث ، فقه ، اصول ، كلام و عقايد ، تصوف وعرفان ، از علوم اسلامى بهشمار مىرود كه در اينجا به بررسى و چگونگى پيدايش و رشد هريك مىپردازيم . 1 . تفسير و علوم قرآنى يك . تفسير تفسير از نظر لغوى بهمعناى « بيان » و « ابانه » ، يعنى روشنى و روشنگرى است و در اصطلاح ، توضيح و رفع اجمال از لفظ و معناى آيات قرآنكريم است . « 2 » در آغاز ظهور اسلام فهم آيات قرآن براى عربها دشوار نبود ؛ چراكه قرآن به زبان آنان بود و مفردات و تركيبات آن را بهخوبى درمىيافتند خصوصاً اينكه شواهد و قراين موجود و تطابق آيات با اوضاع زمان و مكان ، درك آيات را براى مسلمانان آسانتر مىساخت . « 3 » با اين همه ، فهم عميق قرآن نيازمند به تفسير بود . از اينرو ، برخى مسلمانان روشنضمير معانى پارهاى از آيات قرآن را ابتدا از پيامبر ( ص ) و سپس از ائمه معصومين ( عليهم السلام ) مىپرسيدند و متناسب با ظرفيت خود پاسخ مىگرفتند .
--> ( 1 ) . محمدرضا حكيمى ، دانش مسلمين ، ص 190 . ( 2 ) . بهاءالدين خرمشاهى ، قرآنپژوهى ، ص 141 . ( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلامى ، ص 466 .