محمد ابراهيمى وركيانى
86
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
تفاوتى ندارد و همگى از يك مشكات و كانون نور نازل گرديده است ! « 1 » سپس او به عمروعاص و عبدالله بن ابىربيعه رو كرد و گفت : « دور شويد كه به خدا قسم آنان را تحويل شما نخواهم داد ! زيرا من اهل نيرنگ نيستم . » عمروعاص كه موقعيت را چنين ديد و از بازگرداندن مسلمانان نااميد شد ، درصدد برآمد تا كارى كند كه نجاشى آنان را مجازاتى سخت دهد . ازاينرو به دوستش گفت : فردا مطلبى را به نجاشى خواهم گفت كه جانشان را به خطر اندازد . به او خواهم گفت كه اينان عيسى را بندهء خدا دانسته ، فرزندى او و يكى از اقانيم ثلاثه بودنش را انكار مىكنند . عمرو كه كموبيش از انديشه مذهبى مسيحيان و تعصب شديد آنان درمورد عيسى ( ع ) آگاه بود ، تصور مىكرد نجاشى نيز همچون روميان كاتوليك بر چنين باورى است ؛ حال آنكه نجاشى چنين نبود و عيسى را پسر خدا ، متحد با خدا و يكى از اقانيم ثلاثه نمىدانست . هنگامى كه نجاشى از جعفر پرسيد نظر شما دربارهء مسيح ( ع ) چيست ، او پاسخ داد : نظر ما همان است كه پيامبر ما مىگويد : او بنده خدا و پيامبر اوست و روح خدا و كلمه الهى است كه خداوند او را به مريم عذرا ارزانى داشته است ، درحالىكه دوشيزه بود و پاك . نجاشى گفت : به خدا قسم عيسى جز اين نبوده است ! « 2 » سپس به مسلمانان گفت : مطمئن باشيد كه در پناه من خطرى متوجه شما نخواهد بود و شما را با هيچ چيز معاوضه نخواهم كرد . وى پس از آن فرمان داد هداياى قريش را به خودشان بازگردانند . پيمان محاصره اقتصادى مردم مكه هنگامى كه از شكست ديپلماسى عمرو آگاه شدند و خبر حمايت بىدريغ نجاشى را دريافتند ، سخت نگران شدند . ازاينرو به نقلى پيش از بازگشت عمرو به مكه و به نقلى پس از آن تصميمى خطرناك گرفتند و آن محاصرهء اقتصادى همهجانبه مسلمانان بود كه
--> ( 1 ) . الكاندهلوى ، حياة الصحابة ، ج 1 ، ص 332 . ( 2 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 387 . نيز بنگريد به : ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 290 ؛ ابنجوزى ، تذكرة الخواص ، ص 185 ، به نقل از مسند احمد .