محمد ابراهيمى وركيانى
44
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
درخصوص بخش مركزى جزيرهءالعرب ، يعنى مكه و پيرامون آن بايد گفت كه در اين منطقه تمدنى قبل از تجديد بناى كعبه گزارش نشده و تاكنون آثارى باستانى نيز كشف نگرديده است ؛ چراكه در اين بخش عوامل طبيعى براى پيدايش تمدن وجود نداشته و بهواقع تنها دليل حضور مردم ، جاذبهء كعبه بوده است . به سخنى ديگر ، اگر كعبه و تجديد بناى آن ( بهدست ابراهيم ( ع ) ) نبود ، در حال حاضر نيز فرد يا افرادى در صدد زندگى در اين منطقه نبودند زيرا همواره اين منطقه از آب و هواى خوب محروم بوده و منابع ثروتى جز از طريق زائران كعبه مطرح نبوده است . هدف از مهاجرت ابراهيم ( ع ) متأسفانه نويسندگان مسلمان تحتتأثير تعاليم تورات ، سبب اصلى حضور اسماعيل و هاجر در مكه را نزاع همسران ابراهيم ( ع ) ( سارا و كنيز او هاجر ) دانستهاند . سارا ظاهراً دخترعموى حضرت ابراهيم بود . آنها در كمال صميميت با يكديگر دورانى طولانى را سپرى نمودند ، اما از نعمت فرزند محروم بودند و به همين رو همواره براى داشتن فرزند دعا مىكردند . هنگامى كه ابراهيم ( ع ) به يكصد سالگى و سارا به هشتاد سالگى رسيد ، سارا يقين كرد كه از اين پس فرزندى نخواهد يافت ، ازاينرو با ازدواج شوهرش با كنيز مصرى خود هاجر موافقت كرد كه نتيجه اين ازدواج فرزندى بود كه او را اسماعيل نام نهادند ؛ يعنى كودكى كه با دعا از خدا گرفته شده است . « 1 » بر پايه نقل تورات ، با تولد اسماعيل و موقعيت جديد هاجر ، احساسات زنانگى سارا تحريك شد و از ابراهيم خواست تا هاجر را از او دور نمايد . « 2 » ابراهيم نيز زن و فرزند خردسالش را از شمال جزيرهءالعرب به مكه آورد و در بيابانى بىآب و علف رها كرد . بىترديد اين داورى ، نه در شأن ابراهيم است و نيز نه با جايگاه همسر بزرگوارش - كه قرآنكريم او را به نيكى ستوده - همسمت و سوست . چگونه مىتوان پنداشت كه ابراهيم خود در كنار درياى مديترانه در بهترين شرايط اقليمى زندگى كند و زن و فرزندش را در محرومترين منطقه رها سازد ؟ در قرآنكريم نيز كمترين گزارشى از رقابت سارا با هاجر مشاهده نمىشود .
--> ( 1 ) . « ئيل » در زبان عبرى و سريانى بهمعناى خدا ، و « اسماع » بهمعناى شنيدن و استجابت دعاست . ( 2 ) . بنگريد به : هاكس ، قاموس كتاب مقدس ، ص 915 .