محمد ابراهيمى وركيانى
37
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
در آيهاى ديگر آمده : هنگامى كه به يكى از آنها بشارت دهند دخترى نصيب تو شده ، صورتش از ناراحتى سياه شده و خشمگين شود . به خاطر بدى بشارتى كه به او داده شده ، از قوم و قبيلهء خود پنهان مىشود كه آيا آن دختر را با قبول ننگ نگاه دارد و يا اينكه او را زنده در خاك پنهان سازد . آگاه باشيد كه زشت بود داورى كه داشتند . « 1 » در اين آيه نيز مىخوانيم : اى پيامبر ! هنگامى كه زنان مؤمن نزد تو مىآيند تا با تو بيعت كنند كه چيزى را همتاى خدا قرار ندهند و دزدى و زنا و فرزندكشى نكرده و در هيچ كار شايستهاى مخالفت فرمان تو ننمايند ، با آنها بيعت كن و برايشان آمرزش بطلب كه خداوند آمرزنده و مهربان است . اين آيه بيانگر آن است كه بر خلاف تصور برخى كه معتقدند اين رسم غلط تنها در ميان بيابانگردان وجود داشته و فراگير نبوده ، پيامبر از زنان مكه كه در ميان آنها پارهاى از اشراف نيز بودهاند ، تعهد گرفته است كه فرزندكشى نكنند . اين آيه نمودار گسترش و فراگيرى اين رسم زشت در ميان شهرنشينان عرب نيز هست . البته ناگفته نماند كه بىترديد مردم عرب بهدليل نفرت از زنان و يا انكار حقوق آنان به اين كار مبادرت نمىكردند ؛ چراكه پيش از اين در جريان بلقيس پادشاه سبا گفته شد كه ملت عرب از اولين مردمانىاند كه به پادشاهى زنان نيز تن دادهاند . مقارن اسلام نيز به گواه تاريخ ، خديجه همسر پيامبر ( ص ) در مكه تجارت مىكرده و به خاطر زن بودن كمترين مشكلى نداشته است . بنابراين مردم عرب بيشتر بهدليل نبودِ امنيت اجتماعى و ضربهپذير بودن زنان در جنگهاى قبيلگى و از سويى از ترس اسارت و شكسته شدن حريم آنها و احياناً بخاطر فقر مالى ، به اين روش زشت روى آورده بودند . از ديگر سو ، احتمال مىرود كه مردم عرب ، اين روش را از ديگر ملل متمدن زمان خويش - كه با آنان روابط تجارى داشتهاند - برگرفته باشند ؛ چنانكه مونتسكيو ، حقوقدان بزرگ فرانسوى در كتاب روحالقوانين اظهار مىدارد كه
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) : 58 و 59 . نيز بنگريد به : اسراء ( 17 ) : 31 ؛ زخرف ( 43 ) : 19 - 17 ؛ تكوير ( 81 ) : 8 و 9 و . . . .